severenesses

[ایالات متحده]/sɪˈvɪənəsɪz/
[بریتانیا]/sɪˈvɪrnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت شدید بودن؛ سختی یا مشکل بزرگ؛ حالت فشرده یا به طور محکم بسته شده؛ کیفیت ساده یا بی‌پرده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

extreme severenesses

شدت های شدید

various severenesses

شدت های مختلف

different severenesses

شدت های متفاوت

potential severenesses

شدت های بالقوه

recognized severenesses

شدت های شناخته شده

unforeseen severenesses

شدت های پیش بینی نشده

notable severenesses

شدت های قابل توجه

varying severenesses

شدت های متغیر

specific severenesses

شدت های خاص

observable severenesses

شدت های قابل مشاهده

جملات نمونه

the severenesses of winter can be harsh.

شدت سرمای زمستان می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

we must consider the severenesses of the situation.

ما باید شدت وضعیت را در نظر بگیریم.

the severenesses of her illness were alarming.

شدت بیماری او نگران کننده بود.

he spoke about the severenesses of climate change.

او در مورد شدت تغییرات آب و هوا صحبت کرد.

the severenesses of the rules must be followed.

باید به شدت قوانین عمل کرد.

we cannot ignore the severenesses of poverty.

ما نمی‌توانیم شدت فقر را نادیده بگیریم.

she faced the severenesses of her decisions.

او با شدت تصمیمات خود روبرو شد.

the severenesses of the exam caught everyone off guard.

شدت امتحان همه را غافلگیر کرد.

addressing the severenesses of the crisis is essential.

رسیدگی به شدت بحران ضروری است.

he underestimated the severenesses of the consequences.

او شدت عواقب را دست کم گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید