sexisms

[ایالات متحده]/'seksɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'sɛk'sɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تبعیض بر اساس جنسیت، به ویژه علیه زنان؛ برتری مردانه

جملات نمونه

I intend to analyse the sexism in such texts.

من قصد تجزیه و تحلیل جنسیت‌زدایی در این متون را دارم.

sexism should be tackled without compromise.

تبعیض جنسیتی باید بدون مصالحه مقابله شود.

sexism, racism, and all other unpleasant social evils.

تبعیض جنسیتی، نژادپرستی و سایر رذائل اجتماعی ناخوشایند.

She was shocked by his blatant sexism.

او از سلیقه جنسیتی آشکار او شوکه شد.

Besides of sexism and racism, now we have to add one kind of "lookism".

علاوه بر تبعیض جنسیتی و نژادپرستی، اکنون باید یک نوع "ظاهرگویی" را نیز اضافه کنیم.

combat sexism in the workplace

مقابله با تبعیض جنسیتی در محیط کار

sexism in the media

تبعیض جنسیتی در رسانه ها

eradicating sexism in society

حذف تبعیض جنسیتی در جامعه

sexism in the entertainment industry

تبعیض جنسیتی در صنعت سرگرمی

educating about the impact of sexism

آموزش در مورد تأثیر تبعیض جنسیتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید