marital sexlessness
بیجنسیتی زناشویی
emotional sexlessness
بیجنسیتی عاطفی
complete sexlessness
بیجنسیتی کامل
total sexlessness
بیجنسیتی کلی
years of sexlessness
سالهای بیجنسیتی
the sexlessness
بیجنسیتی
growing sexlessness
بیجنسیتی در حال رشد
prolonged sexlessness
بیجنسیتی مکثی
mutual sexlessness
بیجنسیتی متقابل
the novel explores the theme of urban sexlessness.
این رمان به موضوع بیجنسی در شهری زندگی میپردازد.
critics noted the character's profound sexlessness.
کارشناسان بیجنسی عمیق شخصیت را یادآوری کردند.
some marriages gradually drift into sexlessness.
برخی از ازدواجها به تدریج به بیجنسی فرو میپадزند.
the stylist chose a look of deliberate sexlessness.
ستیلیست یک نگاهی از بیجنسی قصدی انتخاب کرد.
sociologists are studying the rise of sexlessness in youth.
جامعهشناسان به مطالعه افزایش بیجنسی در جوانان میپردازند.
the angel is often depicted with an air of sexlessness.
پیروز میشود که اغلب با یک هویت بیجنسی تصویربرداری میشود.
sexlessness can be a symptom of deeper relationship issues.
بیجنسی میتواند نشانهای از مشکلات رابطهای عمیقتر باشد.
the robot's artificial sexlessness made it seem uncanny.
بیجنسی مصنوعی ربات باعث شد که نامتعارف به نظر برسد.
the collection challenged traditional beauty through sexlessness.
این جمعآوری زیباییهای سنتی را از طریق بیجنسی چالش میپذیرد.
long-term sexlessness is rarely discussed openly.
بیجنسی در بلندمدت به ندرت به صورت بازگو شده مورد بحث قرار میگیرد.
her androgynous appeal stemmed from a natural sexlessness.
جذابیت ویژهای که او دارد از یک بیجنسی طبیعی ناشی میشود.
the treaty signified a sexlessness of political power.
این معاهده نشان دهنده بیجنسی قدرت سیاسی بود.
marital sexlessness
بیجنسیتی زناشویی
emotional sexlessness
بیجنسیتی عاطفی
complete sexlessness
بیجنسیتی کامل
total sexlessness
بیجنسیتی کلی
years of sexlessness
سالهای بیجنسیتی
the sexlessness
بیجنسیتی
growing sexlessness
بیجنسیتی در حال رشد
prolonged sexlessness
بیجنسیتی مکثی
mutual sexlessness
بیجنسیتی متقابل
the novel explores the theme of urban sexlessness.
این رمان به موضوع بیجنسی در شهری زندگی میپردازد.
critics noted the character's profound sexlessness.
کارشناسان بیجنسی عمیق شخصیت را یادآوری کردند.
some marriages gradually drift into sexlessness.
برخی از ازدواجها به تدریج به بیجنسی فرو میپадزند.
the stylist chose a look of deliberate sexlessness.
ستیلیست یک نگاهی از بیجنسی قصدی انتخاب کرد.
sociologists are studying the rise of sexlessness in youth.
جامعهشناسان به مطالعه افزایش بیجنسی در جوانان میپردازند.
the angel is often depicted with an air of sexlessness.
پیروز میشود که اغلب با یک هویت بیجنسی تصویربرداری میشود.
sexlessness can be a symptom of deeper relationship issues.
بیجنسی میتواند نشانهای از مشکلات رابطهای عمیقتر باشد.
the robot's artificial sexlessness made it seem uncanny.
بیجنسی مصنوعی ربات باعث شد که نامتعارف به نظر برسد.
the collection challenged traditional beauty through sexlessness.
این جمعآوری زیباییهای سنتی را از طریق بیجنسی چالش میپذیرد.
long-term sexlessness is rarely discussed openly.
بیجنسی در بلندمدت به ندرت به صورت بازگو شده مورد بحث قرار میگیرد.
her androgynous appeal stemmed from a natural sexlessness.
جذابیت ویژهای که او دارد از یک بیجنسی طبیعی ناشی میشود.
the treaty signified a sexlessness of political power.
این معاهده نشان دهنده بیجنسی قدرت سیاسی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید