sextan

[ایالات متحده]/ˈsɛkstæn/
[بریتانیا]/ˈsɛkstæn/

ترجمه

n. تب شش روزه
adj. هر شش روز یک بار رخ دادن؛ هر شش روز یک بار تکرار شدن
Word Forms
جمعsextans

عبارات و ترکیب‌ها

sextan ratio

نسبت سِکستان

sextan function

تابع سِکستان

sextan angle

زاویه سِکستان

sextan value

مقدار سِکستان

sextan graph

نمودار سِکستان

sextan identity

هویت سِکستان

sextan theorem

قضیه سِکستان

sextan calculation

محاسبه سِکستان

sextan example

مثال سِکستان

sextan properties

خواص سِکستان

جملات نمونه

he decided to sextan his way through the summer.

او تصمیم گرفت تابستان را با استفاده از سِکستان پشت سر بگذارد.

they often sextan to keep the spark alive in their relationship.

آنها اغلب از سِکستان استفاده می‌کنند تا جرقه‌های عشق در رابطه خود را زنده نگه دارند.

she loves to sextan when she's feeling adventurous.

وقتی احساس ماجراجویی می‌کند، او عاشق سِکستان است.

using sextan can enhance intimacy between partners.

استفاده از سِکستان می‌تواند صمیمیت بین شرکا را افزایش دهد.

he felt embarrassed after he accidentally sextan the wrong person.

او پس از اینکه ناخواسته برای شخص اشتباهی سِکستان کرد، احساس شرمندگی کرد.

they decided to sextan each other while apart.

آنها تصمیم گرفتند در حالی که دور بودند، برای یکدیگر سِکستان کنند.

she prefers to sextan rather than meet in person.

او ترجیح می‌دهد به جای ملاقات حضوری، سِکستان کند.

he thinks sextan can be a fun way to flirt.

او فکر می‌کند سِکستان می‌تواند راهی سرگرم‌کننده برای شوخی و flirt کردن باشد.

they often sextan to express their desires.

آنها اغلب از سِکستان برای بیان خواسته‌های خود استفاده می‌کنند.

she was surprised by how much he enjoyed sextan.

او از اینکه او چقدر از سِکستان لذت می‌برد، تعجب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید