sextuplet

[ایالات متحده]/ˈsɛkstrʌplɪt/
[بریتانیا]/ˈsɛkstrʌplɪt/

ترجمه

n. یکی از شش فرزند که در یک زایمان متولد شده است؛ یکی از شش مورد در یک گروه؛ شش فرزندی که در یک زمان از یک مادر متولد شده‌اند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sextuplet birth

تولد شش قلو

sextuplet siblings

برادر و خواهر شش قلو

sextuplet family

خانواده شش قلو

sextuplet babies

نوزادان شش قلو

sextuplet parents

والدین شش قلو

sextuplet care

مراقبت از شش قلو

sextuplet delivery

زایمان شش قلو

sextuplet news

اخبار شش قلو

sextuplet survival

بقای شش قلو

sextuplet challenges

چالش های شش قلو

جملات نمونه

they welcomed their sextuplet babies with joy.

آنها با خوشحالی از استقبال از شش قلوهای خود استقبال کردند.

the sextuplet siblings share a unique bond.

برادر و خواهرها شش قلو پیوندی منحصر به فرد دارند.

raising sextuplets requires a lot of support.

پرورش شش قلو به حمایت زیادی نیاز دارد.

the family received donations to help care for their sextuplets.

خانواده برای کمک به مراقبت از شش قلوهایشان کمک دریافت کرد.

each sextuplet has their own distinct personality.

هر شش قلو شخصیت خاص خود را دارد.

the parents of sextuplets often share their experiences online.

والدین شش قلو اغلب تجربیات خود را به صورت آنلاین به اشتراک می گذارند.

it can be challenging to find childcare for sextuplets.

پیدا کردن مراقبت از کودک برای شش قلو می تواند چالش برانگیز باشد.

the sextuplet's birthday party was a big event.

جشن تولد شش قلو یک رویداد بزرگ بود.

doctors monitored the health of the sextuplets closely.

پزشکان به دقت از سلامت شش قلوها نظارت کردند.

they often dress their sextuplets in matching outfits.

آنها اغلب شش قلوهای خود را با لباس های مشابه می پوشانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید