shadily

[ایالات متحده]/ˈʃeɪdəli/
[بریتانیا]/ˈʃeɪdɪli/

ترجمه

adv. به طرز سایه‌دار یا مشکوک

عبارات و ترکیب‌ها

shadily done

انجام پنهانی

shadily placed

قرار دادن پنهانی

shadily offered

ارائه پنهانی

shadily arranged

چیدمان پنهانی

shadily acquired

به دست آوردن پنهانی

shadily exchanged

تبادل پنهانی

shadily operated

به طور پنهانی اداره شد

shadily suggested

پیشنهاد پنهانی

shadily involved

درگیر پنهانی

shadily conducted

انجام پنهانی

جملات نمونه

he looked at her shadily from the corner of his eye.

او از گوشه چشم با حالتی مشکوک به او نگاه کرد.

the deal was made shadily in the back room.

معامله به صورت پنهانی و مشکوکی در اتاق پشتی انجام شد.

she spoke shadily, hinting at secrets.

او به طور پنهانی صحبت کرد و به رازها اشاره کرد.

they gathered shadily under the streetlight.

آنها به طور پنهانی زیر چراغ خیابان جمع شدند.

the shadily lit alley felt ominous.

پس‌کوچه‌ی با نور کم و مشکوک، احساسی از خطر و پیش‌گویی بد را القا می‌کرد.

he shadily avoided the topic during the meeting.

او به طور پنهانی از پرداختن به موضوع در طول جلسه خودداری کرد.

she received the package shadily at night.

او بسته را به طور پنهانی در شب دریافت کرد.

the shadily conducted survey raised suspicions.

نظرسنجی که به طور پنهانی انجام شده بود، باعث ایجاد شک و تردید شد.

they exchanged shadily glances across the room.

آنها نگاه‌های مشکوکی به یکدیگر در سراسر اتاق انداختند.

his shadily written contract had many loopholes.

قرارداد او که به طور پنهانی نوشته شده بود، حفره‌های زیادی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید