underhandedly

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈhændɪdli/
[بریتانیا]/ˌʌndɚˈhændɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی نامريد یا مخفیانه؛ با استفاده از روش‌های غير عادلانه يا فريبكارانه؛ به روشی پنهانی؛ نه باز و صريح.

عبارات و ترکیب‌ها

acted underhandedly

با فریب عمل کرد

behaved underhandedly

با فریب رفتار کرد

worked underhandedly

با فریب کار کرد

spoke underhandedly

با فریب صحبت کرد

schemed underhandedly

با فریب طرح کرد

underhandedly plotting

با فریب نقشه‌کشی می‌کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید