shamateur

[ایالات متحده]/ˈʃæmətə/
[بریتانیا]/ˈʃæmətɚ/

ترجمه

n. یک آماتور که وانمود می‌کند مهارت یا حرفه‌ای بودن بیشتری نسبت به آنچه که در واقع هست دارد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

shamateur athlete

ورزشکار آماتور

shamateur performer

هنرمند آماتور

shamateur artist

هنرمند آماتور

shamateur filmmaker

فیلمساز آماتور

shamateur musician

موسیقیدان آماتور

shamateur writer

نویسنده آماتور

shamateur chef

سرآشپز آماتور

shamateur designer

طراح آماتور

shamateur photographer

عکاس آماتور

جملات نمونه

he is a shamateur in the world of photography.

او یک آماتور در دنیای عکاسی است.

her shamateur skills in cooking impressed everyone at the party.

مهارت‌های آشپزی آماتور او همه را در مهمانی تحت تأثیر قرار داد.

as a shamateur artist, he often shares his work online.

به عنوان یک هنرمند آماتور، او اغلب آثار خود را به صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارد.

being a shamateur musician, he plays at local events.

به عنوان یک نوازنده آماتور، او در رویدادهای محلی اجرا می‌کند.

her shamateur approach to gardening yielded beautiful flowers.

رویکرد باغبانی آماتور او گل‌های زیبایی به ارمغان آورد.

he enjoys his shamateur status in the world of sports.

او از وضعیت آماتور خود در دنیای ورزش لذت می‌برد.

many shamateurs participate in community theater productions.

بسیاری از آماتورها در تولیدات تئاتر محلی شرکت می‌کنند.

her shamateur photography often gets featured in local magazines.

عکاسی آماتور او اغلب در مجلات محلی به نمایش گذاشته می‌شود.

he is proud of being a shamateur in the field of writing.

او به عنوان یک نویسنده آماتور افتخار می‌کند.

the shamateur filmmaker created a short film that gained attention.

فیلمساز آماتور یک فیلم کوتاه ساخت که مورد توجه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید