shamen

[ایالات متحده]/'ʃæmən/
[بریتانیا]/'ʃæmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کشیش یا شخص مقدس در شمنیزم؛ یک راهب؛ یک جادوگر.

جملات نمونه

The Kelt Shaman advances as a Sessairs mage.

راهنمای کلت شمن به عنوان جادوگر سسایر.

This paper has probed into the relativity of Exorcise,Shaman and Yoga with a view to prehistorical culture origin and psychological and physical healing.

این مقاله به بررسی ارتباط بین خروج، شامان و یوگا با هدف بررسی منشاء فرهنگی پیش از تاریخ و درمان روانشناختی و جسمی پرداخته است.

The shaman performed a healing ritual.

شمن یک مراسم شفابخش انجام داد.

The shaman communicated with the spirits.

شمن با ارواح ارتباط برقرار کرد.

The village relied on the shaman for spiritual guidance.

دهکده برای راهنمایی معنوی به شمن متکی بود.

The shaman wore traditional clothing during the ceremony.

شمن در طول مراسم لباس سنتی پوشید.

The shaman used herbs and chants for healing.

شمن برای شفابخشی از گیاهان دارویی و مناجات استفاده کرد.

The shaman had a deep connection to nature.

شمن ارتباط عمیقی با طبیعت داشت.

The shaman was respected for their wisdom.

شمن به دلیل خردشان مورد احترام بود.

The shaman journeyed to the spirit world.

شمن به دنیای ارواح سفر کرد.

The shaman guided the community through rituals.

شمن جامعه را از طریق مناسک راهنمایی کرد.

The shaman possessed unique spiritual abilities.

شمن دارای توانایی های معنوی منحصر به فرد بود.

نمونه‌های واقعی

This may be a shaman in the middle of a transformation.

شاید این فردی باشد که در حال دگرگونی است.

منبع: BBC documentary "Civilization"

We don't need a social worker. We need a shaman.

ما به یک مددکار اجتماعی نیاز نداریم. ما به یک شامان نیاز داریم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

I've located the Shaman that put the curse on her.

من شامانی را که نفرین را بر او گذاشته بود، پیدا کرده ام.

منبع: Lost Girl Season 2

Yes, that's what the disabled lesbian shaman who blessed Lily's room said too.

بله، این همان چیزی است که شامان لزبین معلول که اتاق لیلی را خوشبخت کرد، گفت.

منبع: Modern Family - Season 01

All right, then. We're just gonna have to get a shaman...today...in-the-hospital.

باشد، پس. ما فقط باید یک شامان پیدا کنیم...امروز...در بیمارستان.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

That nail is an African shaman's cursing nail.

آن میخ میخ نفرین یک شامان آفریقایی است.

منبع: Lost Girl Season 2

So the shaman usually dresses differently, performs differently, has different attire.

بنابراین، شامان معمولاً لباس‌های متفاوتی می‌پوشد، به روش‌های مختلف اجرا می‌کند و لباس‌های متفاوتی دارد.

منبع: Connection Magazine

I did ayahuasca with a shaman in the Salt Flats of Utah.

من با یک شامان در دشت‌های نمکی یوتا آیواسکا کردم.

منبع: Our Day This Season 1

Men aren't usually allowed to do the trading, but shamans are an exception.

معمولاً مردان اجازه ندارند معامله کنند، اما شامان‌ها یک استثنا هستند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The power of the shaman, the power of the healer is based on four things.

قدرت شامان، قدرت درمانگر بر اساس چهار چیز استوار است.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید