shammers

[ایالات متحده]/ˈʃæmə/
[بریتانیا]/ˈʃæmər/

ترجمه

n. کسی که فریب می‌دهد یا تظاهر می‌کند؛ یک کلاهبردار

عبارات و ترکیب‌ها

shammer in action

عمل شمر

professional shammer

شمر حرفه‌ای

shammer alert

هشدار شمر

shammer exposed

شمر افشا شد

shammer detected

تشخیص شمر

shammer behavior

رفتار شمر

shammer tactics

تاکتیک‌های شمر

shammer warning

هشدار شمر

shammer claims

ادعاهای شمر

shammer profile

پروفایل شمر

جملات نمونه

he is just a shammer pretending to be an expert.

او فقط یک فریبکار است که وانمود می‌کند یک متخصص است.

don't be a shammer; show your true abilities.

فریبکار نباشید؛ توانایی‌های واقعی خود را نشان دهید.

the shammer was exposed during the investigation.

فریبکار در جریان تحقیقات رسوا شد.

she felt like a shammer in the prestigious meeting.

او در جلسه معتبر احساس می‌کرد که یک فریبکار است.

his shammer behavior led to his downfall.

رفتار فریبکارانه‌اش منجر به سقوط او شد.

the shammer tricked many people into believing his lies.

فریبکار بسیاری از افراد را فریباند تا باور کنند که دروغ‌هایش حقیقت است.

she called him a shammer for his false claims.

او به خاطر ادعاهای دروغش او را فریبکار خطاب کرد.

being a shammer can damage your reputation.

فریبکار بودن می‌تواند به شهرت شما آسیب برساند.

the shammer was caught red-handed by the police.

فریبکار در صحنه جرم دستگیر شد.

he always felt like a shammer in his new job.

او همیشه در شغل جدیدش احساس می‌کرد که یک فریبکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید