sharpers

[ایالات متحده]/ˈʃɑːpə/
[بریتانیا]/ˈʃɑːrpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلاهبردار؛ فریبکار؛ بازیگر؛ تقلب‌کار

عبارات و ترکیب‌ها

sharper image

تصویر واضح‌تر

sharper focus

تمرکز بیشتر

sharper blade

تیغه‌ی تیزتر

sharper mind

ذهن تحلیل‌گر

sharper contrast

کنتراست بیشتر

sharper edges

لبه‌های تیزتر

sharper skills

مهارت‌های بیشتر

sharper tone

لحن واضح‌تر

sharper insights

بینش‌های بیشتر

جملات نمونه

the knife is sharper than i expected.

چاقو از آنچه انتظار داشتم، بُهراسته‌تر بود.

she has a sharper mind than her peers.

ذهنش از همسالانش تیزتر است.

the competition is getting sharper every year.

رقابت هر سال بیشتر و بیشتر در حال تیز شدن است.

he needs a sharper focus on his studies.

او به تمرکز بیشتری روی تحصیلات خود نیاز دارد.

her comments were sharper than usual.

نظراتش از معمول تیزتر بود.

the image is sharper after editing.

تصویر پس از ویرایش واضح‌تر شده است.

with practice, his skills became sharper.

با تمرین، مهارت‌های او بهتر شد.

he made a sharper observation about the situation.

او یک مشاهده دقیق‌تر در مورد وضعیت داشت.

a sharper strategy is needed to win.

برای برنده شدن به یک استراتژی بهتر نیاز است.

her arguments were sharper and more convincing.

استدلال‌های او بهتر و قانع‌کننده‌تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید