| جمع | shellbacks |
shellback sailor
ملوان پشتی صدف
shellback turtle
لاکپشت پشتی صدف
shellback ceremony
آیین پشتی صدف
shellback status
وضعیت پشتی صدف
shellback initiation
آغاز پشتی صدف
shellback badge
نشان پشتی صدف
shellback tradition
آدیشن پشتی صدف
shellback pride
افتخار پشتی صدف
shellback culture
فرهنگ پشتی صدف
shellback experience
تجربه پشتی صدف
he became a shellback after crossing the equator.
او پس از عبور از خط استوا به یک شلبک تبدیل شد.
many sailors celebrate their shellback initiation.
بسیاری از دریانوردان جشن آغازین شلبک خود را جشن میگیرند.
being a shellback is a badge of honor among sailors.
شلبک بودن نشانهای از افتخار در بین دریانوردان است.
the shellback ceremony is a time-honored tradition.
جشن شلبک یک سنت دیرینه است.
he proudly displayed his shellback certificate.
او با افتخار گواهی شلبک خود را به نمایش گذاشت.
shellbacks often share stories of their adventures.
شلبکها اغلب داستانهای ماجراهای خود را به اشتراک میگذارند.
she was thrilled to finally become a shellback.
او از اینکه سرانجام به یک شلبک تبدیل شد بسیار هیجانزده بود.
the initiation rite for shellbacks can be quite elaborate.
آیین آغازین برای شلبکها میتواند بسیار پیچیده باشد.
he felt a sense of camaraderie among fellow shellbacks.
او احساس همبستگی بین سایر شلبکها داشت.
shellback traditions vary from one navy to another.
رسوم شلبک از یک نیروی دریایی به نیروی دریایی دیگر متفاوت است.
shellback sailor
ملوان پشتی صدف
shellback turtle
لاکپشت پشتی صدف
shellback ceremony
آیین پشتی صدف
shellback status
وضعیت پشتی صدف
shellback initiation
آغاز پشتی صدف
shellback badge
نشان پشتی صدف
shellback tradition
آدیشن پشتی صدف
shellback pride
افتخار پشتی صدف
shellback culture
فرهنگ پشتی صدف
shellback experience
تجربه پشتی صدف
he became a shellback after crossing the equator.
او پس از عبور از خط استوا به یک شلبک تبدیل شد.
many sailors celebrate their shellback initiation.
بسیاری از دریانوردان جشن آغازین شلبک خود را جشن میگیرند.
being a shellback is a badge of honor among sailors.
شلبک بودن نشانهای از افتخار در بین دریانوردان است.
the shellback ceremony is a time-honored tradition.
جشن شلبک یک سنت دیرینه است.
he proudly displayed his shellback certificate.
او با افتخار گواهی شلبک خود را به نمایش گذاشت.
shellbacks often share stories of their adventures.
شلبکها اغلب داستانهای ماجراهای خود را به اشتراک میگذارند.
she was thrilled to finally become a shellback.
او از اینکه سرانجام به یک شلبک تبدیل شد بسیار هیجانزده بود.
the initiation rite for shellbacks can be quite elaborate.
آیین آغازین برای شلبکها میتواند بسیار پیچیده باشد.
he felt a sense of camaraderie among fellow shellbacks.
او احساس همبستگی بین سایر شلبکها داشت.
shellback traditions vary from one navy to another.
رسوم شلبک از یک نیروی دریایی به نیروی دریایی دیگر متفاوت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید