shibboleth

[ایالات متحده]/'ʃɪbəleθ/
[بریتانیا]/'ʃɪbəlɛθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمه یا عادتی که یک گروه یا جناح خاص را متمایز می‌کند
Word Forms
شکل سوم شخص مفردshibboleth
جمعshibboleths

جملات نمونه

Knowing the shibboleths of a particular group can help you fit in better.

دانستن نشانه‌های ویژه یک گروه خاص می‌تواند به شما کمک کند بهتر با آن‌ها هماهنگ شوید.

She failed to pass the shibboleth of the exclusive club.

او نتوانست آزمون ورود به باشگاه انحصاری را پشت سر بگذارد.

Understanding the shibboleths of a culture is important for effective communication.

درک نشانه‌های ویژه یک فرهنگ برای برقراری ارتباط موثر مهم است.

He couldn't join the group because he didn't know the shibboleth.

او نتوانست به گروه بپیوندد زیرا نشانه‌ی ویژه را نمی‌دانست.

The shibboleth of the fashion industry is constantly changing.

نشانه‌ی ویژه صنعت مد به طور مداوم در حال تغییر است.

Being aware of the shibboleths in the workplace can help you navigate office politics.

آگاهی از نشانه‌های ویژه در محل کار می‌تواند به شما در عبور از سیاست‌های اداری کمک کند.

She used the shibboleth to gain access to the inner circle of the organization.

او از نشانه‌ی ویژه برای دسترسی به حلقه داخلی سازمان استفاده کرد.

In some social circles, knowing the right shibboleth can open doors for you.

در برخی از دایره‌های اجتماعی، دانستن نشانه‌ی ویژه مناسب می‌تواند درهای جدیدی را برای شما باز کند.

He was rejected from the group for failing to adhere to their shibboleth.

او به دلیل عدم رعایت نشانه‌ی ویژه از گروه طرد شد.

The shibboleth of the tech industry is often related to knowledge of the latest trends.

نشانه‌ی ویژه صنعت فناوری اغلب به دانش آخرین روندها مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید