shinned athlete
ورزشکار درخشان
shinned child
کودک درخشان
shinned leg
پای درخشان
shinned player
بازیکن درخشان
shinned injury
آسیبدیدگی درخشان
shinned knee
زانوی درخشان
shinned foot
پای درخشان
shinned runner
دویدننده درخشان
shinned surface
سطح درخشان
shinned experience
تجربه درخشان
he shinned up the tree to get a better view.
او برای دیدن بهتر به بالا درخت رفت.
the children shinned down the slide with joy.
کودکان با خوشحالی از سرسره پایین رفتند.
she shinned her shoes before the big event.
او قبل از رویداد بزرگ کفشش را تمیز کرد.
he shinned past everyone to catch the bus.
او از کنار همه گذشت تا اتوبوس را بگیرد.
they shinned brightly under the stadium lights.
آنها زیر نورهای استادیوم به شدت درخشیدند.
she shinned her way through the crowd.
او از میان جمعیت راه خود را باز کرد.
the athlete shinned the ball into the goal.
ورزشکار توپ را وارد دروازه کرد.
he shinned with excitement when he won the prize.
وقتی جایزه برد، از هیجان درخشید.
after a long day, she shinned her way home.
بعد از یک روز طولانی، او راه خود را به خانه باز کرد.
the lights shinned brightly in the night sky.
چراغ ها در آسمان شب به شدت درخشیدند.
shinned athlete
ورزشکار درخشان
shinned child
کودک درخشان
shinned leg
پای درخشان
shinned player
بازیکن درخشان
shinned injury
آسیبدیدگی درخشان
shinned knee
زانوی درخشان
shinned foot
پای درخشان
shinned runner
دویدننده درخشان
shinned surface
سطح درخشان
shinned experience
تجربه درخشان
he shinned up the tree to get a better view.
او برای دیدن بهتر به بالا درخت رفت.
the children shinned down the slide with joy.
کودکان با خوشحالی از سرسره پایین رفتند.
she shinned her shoes before the big event.
او قبل از رویداد بزرگ کفشش را تمیز کرد.
he shinned past everyone to catch the bus.
او از کنار همه گذشت تا اتوبوس را بگیرد.
they shinned brightly under the stadium lights.
آنها زیر نورهای استادیوم به شدت درخشیدند.
she shinned her way through the crowd.
او از میان جمعیت راه خود را باز کرد.
the athlete shinned the ball into the goal.
ورزشکار توپ را وارد دروازه کرد.
he shinned with excitement when he won the prize.
وقتی جایزه برد، از هیجان درخشید.
after a long day, she shinned her way home.
بعد از یک روز طولانی، او راه خود را به خانه باز کرد.
the lights shinned brightly in the night sky.
چراغ ها در آسمان شب به شدت درخشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید