shinned

[ایالات متحده]/ʃɪnd/
[بریتانیا]/ʃɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارکت shin

عبارات و ترکیب‌ها

shinned athlete

ورزشکار درخشان

shinned child

کودک درخشان

shinned leg

پای درخشان

shinned player

بازیکن درخشان

shinned injury

آسیب‌دیدگی درخشان

shinned knee

زانوی درخشان

shinned foot

پای درخشان

shinned runner

دویدننده درخشان

shinned surface

سطح درخشان

shinned experience

تجربه درخشان

جملات نمونه

he shinned up the tree to get a better view.

او برای دیدن بهتر به بالا درخت رفت.

the children shinned down the slide with joy.

کودکان با خوشحالی از سرسره پایین رفتند.

she shinned her shoes before the big event.

او قبل از رویداد بزرگ کفشش را تمیز کرد.

he shinned past everyone to catch the bus.

او از کنار همه گذشت تا اتوبوس را بگیرد.

they shinned brightly under the stadium lights.

آنها زیر نورهای استادیوم به شدت درخشیدند.

she shinned her way through the crowd.

او از میان جمعیت راه خود را باز کرد.

the athlete shinned the ball into the goal.

ورزشکار توپ را وارد دروازه کرد.

he shinned with excitement when he won the prize.

وقتی جایزه برد، از هیجان درخشید.

after a long day, she shinned her way home.

بعد از یک روز طولانی، او راه خود را به خانه باز کرد.

the lights shinned brightly in the night sky.

چراغ ها در آسمان شب به شدت درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید