scaled

[ایالات متحده]/'skeild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از لکه‌های شبیه به فلس یا دارای فلس.

عبارات و ترکیب‌ها

scaled down

مقیاس شده

scaled up

مقیاس شده

جملات نمونه

scaled off the old paint.

ورق‌های رنگ قدیمی را جدا کرد.

The boys soon scaled the wall.

پسرها به سرعت دیوار را بالا رفتند.

scaled down their demands to fit reality; scaled back the scheduled pay increase.

مطالبات خود را متناسب با واقعیت کاهش دادند؛ افزایش حقوق برنامه ریزی شده را کاهش دادند.

some men scaled less than ninety pounds.

برخی از مردان کمتر از نود پوند وزن داشتند.

thieves scaled an 8 ft high fence.

سارقان یک نرده 8 فوتی را بالا رفتند.

manufacturing capacity has been scaled down.

ظرفیت تولید کاهش یافته است.

his whole income scaled down by 20 per cent.

درآمد او 20 درصد کاهش یافت.

Furthermore, the normal subjects' homodynamic character can be scaled in a value, but no tramsparent scale hature in the patient group.

علاوه بر این، شخصیت همودینامیک افراد سالم را می توان در یک مقدار مقیاس بندی کرد، اما در گروه بیمار، طبیعت مقیاس شفاف وجود ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید