shin guards
محافظتکننده ساق
shin splints
شکستگی استخوان تیبیا
shin injury
آسیب شین
shin pain
درد شین
shin muscle
عضلات شین
shin bone
استخوان شین
shin stretch
کششی برای شین
shin exercise
تمرین برای شین
shin support
حمایت از شین
shin discomfort
ناراحتی در شین
he fell and scraped his shins on the pavement.
او افتاد و رانههایش را روی پیادهرو خراشید.
she has strong shins from years of running.
او به دلیل سالها دویدن، رانهای قویای دارد.
wearing shin guards is important in soccer.
استفاده از محافظ ساق پا در فوتبال مهم است.
the child bumped his shins against the table.
کودک رانهایش را به میز کوبید.
he has a tattoo on his left shin.
او یک تاتو روی ساق پا دارد.
she applied ice to her sore shins after jogging.
او پس از دویدن، یخ را روی رانهای دردش استفاده کرد.
shin splints can be very painful for runners.
التیس ران میتواند برای دوندگان بسیار دردناک باشد.
he wears long socks to protect his shins.
او جورابهای بلند میپوشد تا از رانهایش محافظت کند.
she often massages her shins after a workout.
او اغلب بعد از تمرین رانهایش را ماساژ میدهد.
he has a scar on his shin from a childhood accident.
او یک جای زخم روی ساق پایش از یک حادثه دوران کودکی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید