shipmaster

[ایالات متحده]/ˈʃɪpˌmɑːstə/
[بریتانیا]/ˈʃɪpˌmæstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاپیتان یک کشتی؛ شخص مسئول یک کشتی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shipmaster duties

وظایف ناخدای کشتی

shipmaster license

گواهی ناخدای کشتی

shipmaster authority

اختیارات ناخدا

shipmaster role

نقش ناخدا

shipmaster training

آموزش ناخدا

shipmaster responsibilities

مسئولیت‌های ناخدا

shipmaster certificate

گواهی‌نامه ناخدا

shipmaster experience

تجربه ناخدا

shipmaster regulations

مقررات ناخدا

shipmaster skills

مهارت‌های ناخدا

جملات نمونه

the shipmaster navigated the vessel through the stormy seas.

کشتمان کشتی را در میان دریاهای خروشان هدایت کرد.

as a shipmaster, he was responsible for the safety of the crew.

همانطور که یک کشتی‌دار بود، او مسئول ایمنی خدمه بود.

the shipmaster issued orders to prepare for docking.

کشتی‌دار دستورالعمل‌هایی برای آماده‌سازی برای پهلو گرفتن صادر کرد.

she aspired to become a shipmaster one day.

او روزی آرزو داشت که به یک کشتی‌دار تبدیل شود.

the shipmaster's experience was invaluable during the journey.

تجربه کشتی‌دار در طول سفر بسیار ارزشمند بود.

the shipmaster coordinated with the port authorities for arrival.

کشتی‌دار برای ورود با مقامات بندر هماهنگی کرد.

the shipmaster took charge of the ship's operations.

کشتی‌دار مسئولیت عملیات کشتی را بر عهده گرفت.

training to be a shipmaster requires extensive knowledge of navigation.

آموزش برای تبدیل شدن به یک کشتی‌دار به دانش گسترده‌ای از ناوبری نیاز دارد.

the shipmaster assessed the weather conditions before departure.

کشتی‌دار شرایط آب و هوایی را قبل از عزیمت ارزیابی کرد.

every shipmaster must understand maritime laws and regulations.

هر کشتی‌دار باید قوانین و مقررات دریایی را درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید