shipside

[ایالات متحده]/ˈʃɪp.saɪd/
[بریتانیا]/ˈʃɪp.saɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای که کشتی‌ها پهلو می‌گیرند؛ پهلوگیری
Word Forms
جمعshipsides

عبارات و ترکیب‌ها

shipside delivery

تحویل کنار کشتی

shipside loading

بارگیری کنار کشتی

shipside inspection

بازرسی کنار کشتی

shipside operations

عملیات کنار کشتی

shipside handling

رساندن کنار کشتی

shipside services

خدمات کنار کشتی

shipside clearance

رسیدگی کنار کشتی

shipside transfer

انتقال کنار کشتی

shipside safety

ایمنی کنار کشتی

shipside support

حمایت کنار کشتی

جملات نمونه

the crew gathered shipside to discuss the upcoming voyage.

خدمه در کنار کشتی گرد هم جمع شدند تا درباره سفر آینده صحبت کنند.

the captain inspected the cargo shipside before departure.

کاپیتان قبل از عزیمت، بار را در کنار کشتی بازرسی کرد.

we watched the sunset from the shipside, feeling the ocean breeze.

ما غروب خورشید را از کنار کشتی تماشا کردیم و نسیم دریا را احساس کردیم.

safety measures were reviewed shipside to ensure a secure journey.

برای اطمینان از یک سفر امن، اقدامات ایمنی در کنار کشتی مورد بررسی قرار گرفت.

passengers were advised to stay away from the shipside during rough seas.

به مسافران توصیه شد در هنگام آب‌های خروشان از کنار کشتی دور بمانند.

the fisherman cast his net shipside, hoping for a good catch.

ماهیگیر تور خود را در کنار کشتی انداخت و امیدوار بود صید خوبی داشته باشد.

we stored the supplies shipside to keep them dry.

ما لوازم را در کنار کشتی ذخیره کردیم تا آنها را خشک نگه داریم.

there was a beautiful view of the city from the shipside.

از کنار کشتی منظره زیبایی از شهر وجود داشت.

he waved goodbye to his friends from the shipside.

او از کنار کشتی با دوستانش خداحافظی کرد.

they set up a picnic shipside to enjoy the day.

آنها برای لذت بردن از روز، یک پیک نیک در کنار کشتی برپا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید