shirtsleeve

[ایالات متحده]/ˈʃɜːtsliːv/
[بریتانیا]/ˈʃɜrtsliːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از پیراهن که بازو را می‌پوشاند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shirtsleeve length

طول آستین

shirtsleeve cuff

سرآستین

shirtsleeve style

سبک آستین

shirtsleeve button

دکمه آستین

shirtsleeve fit

اندازه آستین

shirtsleeve design

طراحی آستین

shirtsleeve opening

دهانه آستین

shirtsleeve fabric

پارچه آستین

shirtsleeve pattern

الگوی آستین

shirtsleeve seam

درز آستین

جملات نمونه

he rolled up his shirtsleeve to show the tattoo.

او آستين پیراهنش را بالا زد تا خالکوبیش را نشان دهد.

she noticed a stain on his shirtsleeve.

او لکه‌ای روی آستین پیراهنش متوجه شد.

he always wears a watch on his shirtsleeve.

او همیشه یک ساعت روی آستین پیراهنش می‌پوشد.

during the meeting, he pushed up his shirtsleeve.

در طول جلسه، او آستین پیراهنش را بالا زد.

she found a button missing from her shirtsleeve.

او یک دکمه گم شده از آستین پیراهنش پیدا کرد.

his shirtsleeve got caught in the door.

آستین پیراهنش در در گیر کرد.

the tailor adjusted the length of the shirtsleeve.

خیاط طول آستین پیراهن را تنظیم کرد.

she rolled down her shirtsleeve after the presentation.

او بعد از ارائه، آستین پیراهنش را پایین آورد.

he wiped his brow with his shirtsleeve.

او با آستین پیراهنش پیشانی‌اش را پاک کرد.

her shirtsleeve brushed against the fabric.

آستین پیراهنش به پارچه برخورد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید