on shitlists
در لیستهای سیاه
make shitlists
تهیه لیست سیاه
avoid shitlists
اجتناب از لیستهای سیاه
keep shitlists
حفظ لیستهای سیاه
update shitlists
بهروزرسانی لیستهای سیاه
check shitlists
بررسی لیستهای سیاه
create shitlists
ایجاد لیست سیاه
review shitlists
بازبینی لیستهای سیاه
manage shitlists
مدیریت لیستهای سیاه
share shitlists
اشتراکگذاری لیستهای سیاه
he keeps a list of people on his shitlist.
او فهرستی از افرادی را که در لیست سیاه او هستند، نگه میدارد.
after the incident, she added him to her shitlist.
پس از حادثه، او او را به لیست سیاه خود اضافه کرد.
being on someone's shitlist can affect your career.
قرار گرفتن در لیست سیاه کسی میتواند بر شغل شما تأثیر بگذارد.
he didn't realize he was on her shitlist.
او متوجه نشد که در لیست سیاه او قرار دارد.
she has a long shitlist of people she won't work with.
او لیستی طولانی از افرادی دارد که با آنها کار نخواهد کرد.
his rude behavior put him on everyone's shitlist.
رفتار بیادبانه او باعث شد که او در لیست سیاه همه قرار گیرد.
they jokingly referred to their rivals as their shitlist.
آنها به طور شوخی به رقبای خود به عنوان لیست سیاه خود اشاره کردند.
getting on someone's shitlist is usually easy.
قرار گرفتن در لیست سیاه کسی معمولاً آسان است.
she made a mistake and ended up on the boss's shitlist.
او اشتباهی کرد و در نهایت در لیست سیاه رئیس قرار گرفت.
he laughed when he saw his friend's shitlist.
وقتی دوستش را دید، خندید.
on shitlists
در لیستهای سیاه
make shitlists
تهیه لیست سیاه
avoid shitlists
اجتناب از لیستهای سیاه
keep shitlists
حفظ لیستهای سیاه
update shitlists
بهروزرسانی لیستهای سیاه
check shitlists
بررسی لیستهای سیاه
create shitlists
ایجاد لیست سیاه
review shitlists
بازبینی لیستهای سیاه
manage shitlists
مدیریت لیستهای سیاه
share shitlists
اشتراکگذاری لیستهای سیاه
he keeps a list of people on his shitlist.
او فهرستی از افرادی را که در لیست سیاه او هستند، نگه میدارد.
after the incident, she added him to her shitlist.
پس از حادثه، او او را به لیست سیاه خود اضافه کرد.
being on someone's shitlist can affect your career.
قرار گرفتن در لیست سیاه کسی میتواند بر شغل شما تأثیر بگذارد.
he didn't realize he was on her shitlist.
او متوجه نشد که در لیست سیاه او قرار دارد.
she has a long shitlist of people she won't work with.
او لیستی طولانی از افرادی دارد که با آنها کار نخواهد کرد.
his rude behavior put him on everyone's shitlist.
رفتار بیادبانه او باعث شد که او در لیست سیاه همه قرار گیرد.
they jokingly referred to their rivals as their shitlist.
آنها به طور شوخی به رقبای خود به عنوان لیست سیاه خود اشاره کردند.
getting on someone's shitlist is usually easy.
قرار گرفتن در لیست سیاه کسی معمولاً آسان است.
she made a mistake and ended up on the boss's shitlist.
او اشتباهی کرد و در نهایت در لیست سیاه رئیس قرار گرفت.
he laughed when he saw his friend's shitlist.
وقتی دوستش را دید، خندید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید