shitlists

[ایالات متحده]/ʃɪtˌlɪsts/
[بریتانیا]/ʃɪtˌlɪsts/

ترجمه

n. فهرستی از افراد یا چیزهایی که کسی از آنها خوشش نمی‌آید یا کینه‌ای نسبت به آنها دارد

عبارات و ترکیب‌ها

on shitlists

در لیست‌های سیاه

make shitlists

تهیه لیست سیاه

avoid shitlists

اجتناب از لیست‌های سیاه

keep shitlists

حفظ لیست‌های سیاه

update shitlists

به‌روزرسانی لیست‌های سیاه

check shitlists

بررسی لیست‌های سیاه

create shitlists

ایجاد لیست سیاه

review shitlists

بازبینی لیست‌های سیاه

manage shitlists

مدیریت لیست‌های سیاه

share shitlists

اشتراک‌گذاری لیست‌های سیاه

جملات نمونه

he keeps a list of people on his shitlist.

او فهرستی از افرادی را که در لیست سیاه او هستند، نگه می‌دارد.

after the incident, she added him to her shitlist.

پس از حادثه، او او را به لیست سیاه خود اضافه کرد.

being on someone's shitlist can affect your career.

قرار گرفتن در لیست سیاه کسی می‌تواند بر شغل شما تأثیر بگذارد.

he didn't realize he was on her shitlist.

او متوجه نشد که در لیست سیاه او قرار دارد.

she has a long shitlist of people she won't work with.

او لیستی طولانی از افرادی دارد که با آنها کار نخواهد کرد.

his rude behavior put him on everyone's shitlist.

رفتار بی‌ادبانه او باعث شد که او در لیست سیاه همه قرار گیرد.

they jokingly referred to their rivals as their shitlist.

آنها به طور شوخی به رقبای خود به عنوان لیست سیاه خود اشاره کردند.

getting on someone's shitlist is usually easy.

قرار گرفتن در لیست سیاه کسی معمولاً آسان است.

she made a mistake and ended up on the boss's shitlist.

او اشتباهی کرد و در نهایت در لیست سیاه رئیس قرار گرفت.

he laughed when he saw his friend's shitlist.

وقتی دوستش را دید، خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید