blocklist

[ایالات متحده]/ˈblɒklɪst/
[بریتانیا]/ˈblɑːkliːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فهرستی از وب‌سایت‌ها یا محتوای آنلاین دیگر که از دسترسی مسدود شده‌اند؛ فهرستی از افراد یا نهادهایی که از فعالیت‌ها یا خدمات خاصی مستثنی یا ممنوع شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

add to blocklist

افزودن به لیست مسدود

blocklist management

مدیریت لیست مسدود

check the blocklist

بررسی لیست مسدود

email blocklist

لیست مسدود ایمیل

ip blocklist

لیست مسدود آی پی

phone number blocklist

لیست مسدود شماره تلفن

remove from blocklist

حذف از لیست مسدود

spam blocklist

لیست مسدود هرزنامه

جملات نمونه

we need to update the blocklist regularly.

ما باید لیست مسدودسازی را به طور منظم به‌روزرسانی کنیم.

the blocklist prevents unwanted users from accessing the system.

لیست مسدودسازی از دسترسی کاربران ناخواسته به سیستم جلوگیری می‌کند.

she was surprised to find her email on the blocklist.

او از دیدن آدرس ایمیلش در لیست مسدودسازی تعجب کرد.

adding websites to the blocklist can enhance security.

افزودن وب‌سایت‌ها به لیست مسدودسازی می‌تواند امنیت را افزایش دهد.

the blocklist feature is essential for online safety.

ویژگی لیست مسدودسازی برای ایمنی آنلاین ضروری است.

he checked the blocklist to see if he was banned.

او لیست مسدودسازی را بررسی کرد تا ببیند آیا ممنوع شده است یا خیر.

it's important to manage the blocklist effectively.

مدیریت موثر لیست مسدودسازی مهم است.

they decided to remove the inactive accounts from the blocklist.

آنها تصمیم گرفتند حساب‌های غیرفعال را از لیست مسدودسازی حذف کنند.

the software automatically updates the blocklist.

نرم‌افزار به طور خودکار لیست مسدودسازی را به‌روزرسانی می‌کند.

users can request to be removed from the blocklist.

کاربران می‌توانند درخواست حذف از لیست مسدودسازی را ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید