shoebird

[ایالات متحده]/ˈʃuːbɜːd/
[بریتانیا]/ˈʃuːbɜːrd/

ترجمه

n. واژه نادری که به پرندۀ ای مربوط می‌شود که با کفش یا لباس پا مرتبط است؛ ممکن است به پرندۀ کفش‌باز اشاره دهد.
شکل‌های واژه
جمعshoebirds

جملات نمونه

the shoebird waded slowly through the shallow marsh water.

پرندۀ کفشی به آرامی از طریق آب کم عمق مرداب عبور کرد.

a shoebird stood statue-like on the riverbank.

یک پرندۀ کفشی به شکل یک مجسمه روی پایین رودخانه ایستاده بود.

visitors watched the shoebird hunt for fish in the lake.

بازدیدکنندگان پرندۀ کفشی را در حالی که در دریاچه ماهی می‌گرفت، مشاهده می‌کردند.

the huge beak distinguishes the shoebird from other storks.

بزرگ بودن دهان پرندۀ کفشی آن را از سایر گوزن‌ها متمایز می‌کند.

photographers tried to capture a picture of the rare shoebird.

عکاسان سعی کردند عکسی از این پرندۀ نادر کفشی بگیرند.

the shoebird population is vulnerable due to habitat loss.

جمعیت پرندۀ کفشی به دلیل از دست رفتن زیستگاه، در معرض خطر قرار دارد.

we were lucky to see a shoebird during our trip to the swamps.

ما خوش شانس بودیم که در سفر خود به مرداب‌ها یک پرندۀ کفشی دیدیم.

the shoebird is often called a whale-headed stork.

پرندۀ کفشی اغلب به عنوان یک گوزن با سر کره‌ای شناخته می‌شود.

a young shoebird learns to forage in the wetlands.

یک پرندۀ کفشی جوان یاد می‌گیرد که در زیستگاه‌های مرطوب غذا جمع کند.

the imposing shoebird remained motionless for a long time.

پرندۀ کفشی چشم‌گیر به مدت طولانی بدون حرکت ماند.

protecting the shoebird requires conserving its natural environment.

حفاظت از پرندۀ کفشی نیاز به حفظ محیط طبیعی آن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید