shopfloors

[ایالات متحده]/ˈʃɒpflɔːz/
[بریتانیا]/ˈʃɑːpflɔːrz/

ترجمه

n. مناطق کارگاه؛ زمین‌های کارخانه

عبارات و ترکیب‌ها

the shopfloor

پایه تولید

shopfloor workers

کارگران پایه تولید

shopfloor staff

کارکنان پایه تولید

shopfloor level

سطح پایه تولید

shopfloor management

مدیریت پایه تولید

shopfloor issues

مسائل پایه تولید

shopfloor safety

امنیت پایه تولید

جملات نمونه

safety protocols on the shopfloors were updated immediately after the accident.

پروتکول‌های ایمنی در زمین‌های کاری به طور فوری پس از حادثه به‌روزرسانی شدند.

digitalization is rapidly changing the traditional dynamics of manufacturing shopfloors.

دیجیتالی‌سازی به سرعت دینامیک‌های سنتی تولید در زمین‌های کاری را تغییر می‌دهد.

workers on the shopfloors require constant training to handle new machinery.

کارگران در زمین‌های کاری نیاز به آموزش مداوم برای کار با ماشین‌آلات جدید دارند.

management decided to implement lean principles across all shopfloors to reduce waste.

مدیریت تصمیم گرفت که اصول لاین را در تمام زمین‌های کاری اجرا کند تا ضایعات کاهش یابد.

the noise levels on the shopfloors necessitate the use of protective earwear.

سطح صدای در زمین‌های کاری نیاز به استفاده از لوازم حفاظت گوش را ایجاد می‌کند.

real-time data collection helps supervisors monitor efficiency on busy shopfloors.

جمع‌آوری داده‌های زمان واقعی به مفتشان کمک می‌کند تا بهره‌وری را در زمین‌های کاری پر فعالیت نظارت کنند.

robots are increasingly being deployed to handle repetitive tasks on shopfloors.

ربات‌ها به طور فزاینده‌ای برای انجام وظایف تکراری در زمین‌های کاری استفاده می‌شوند.

effective communication between engineers and shopfloors is vital for product quality.

ارتباط مؤثر بین مهندسین و زمین‌های کاری برای کیفیت محصولات حیاتی است.

the company invested heavily in upgrading the ventilation systems of its shopfloors.

شرکت به طور گسترده‌ای در به‌روزرسانی سیستم‌های تهویه زمین‌های کاری خود سرمایه گذاری کرد.

strict hygiene standards are maintained on the shopfloors of food processing plants.

معیارهای بهداشتی سخت‌گیرانه در زمین‌های کاری کارخانه‌های پردازش مواد غذایی حفظ می‌شود.

unexpected bottlenecks on the shopfloors caused a delay in the shipping schedule.

بازدارنده‌های غیرمنتظره در زمین‌های کاری باعث تاخیر در برنامه‌ریزی ارسال شدند.

managers often walk the shopfloors to ensure that production targets are being met.

مدیران اغلب زمین‌های کاری را پیاده روی می‌کنند تا مطمئن شوند که اهداف تولید به دست آمده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید