shopfronts

[ایالات متحده]/'ʃɒpfrʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمای جلویی یک فروشگاه؛ نمای جلویی یک مغازه

نمونه‌های واقعی

At night, multicoloured lights flash from shopfront windows in a futile effort to brighten the atmosphere.

در شب، نورهای رنگارنگ از ویترین مغازه‌ها ساطع می‌شوند تا به تلاش بی‌نتیجه‌ای برای روشن کردن فضا.

منبع: The Economist (Summary)

The temperature dropped, the sidewalks became even more congested, and the Christmas displays began to creep into the shopfronts, like a gaudy, glittering rash.

دمای هوا کاهش یافت، پیاده‌روها حتی شلوغ‌تر شدند و نمایش‌های کریسمس به آرامی وارد ویترین مغازه‌ها شدند، مانند یک بثورات زشت و براق.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

For years they shrugged off blips in the broader economy, as many customers came to see online ads as a virtual shopfront that needed to be maintained even in tough times—often at the expense of other ad spending.

سال‌ها آن‌ها نوسانات در اقتصاد گسترده را نادیده می‌گرفتند، زیرا بسیاری از مشتریان تبلیغات آنلاین را به عنوان یک ویترین مجازی می‌دیدند که حتی در زمان‌های سخت نیاز به حفظ آن داشت - اغلب به قیمت صرف هزینه‌های تبلیغاتی دیگر.

منبع: Economist Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید