storefront

[ایالات متحده]/ˈstɔːfrʌnt/
[بریتانیا]/ˈstɔːrfrʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمای یک کسب و کار که به خیابان می‌نگرد؛ جلوی یک فروشگاه، به‌ویژه یکی که به خیابان باز است
adj. واقع در سطح خیابان

عبارات و ترکیب‌ها

storefront display

نمایش ویترین

storefront window

پنجره ویترین

storefront signage

تابلوهای ویترین

storefront entrance

ورودی ویترین

storefront design

طراحی ویترین

storefront renovation

بازسازی ویترین

storefront marketing

بازاریابی ویترین

storefront appeal

جذابیت ویترین

storefront layout

چیدمان ویترین

storefront presence

حضور ویترین

جملات نمونه

the storefront was beautifully decorated for the holidays.

نمای مغازه به زیبایی برای تعطیلات تزئین شده بود.

she decided to rent a storefront in the busy shopping district.

او تصمیم گرفت یک مغازه را در منطقه خرید شلوغ اجاره کند.

the storefront attracted many customers with its vibrant display.

نمایش زنده مغازه بسیاری از مشتریان را جذب کرد.

they painted the storefront to give it a fresh look.

آنها مغازه را رنگ کردند تا به آن ظاهری نو بخشد.

we need to improve the storefront to increase sales.

ما باید مغازه را بهبود بخشیم تا فروش را افزایش دهیم.

the storefront sign is crucial for attracting attention.

تابلوی مغازه برای جلب توجه بسیار مهم است.

during the pandemic, many storefronts adapted to online sales.

در طول همه‌گیری، بسیاری از مغازه‌ها به فروش آنلاین روی آوردند.

the storefront windows were filled with seasonal merchandise.

ویترین مغازه با کالاها و محصولات فصلی پر شده بود.

he took a photo of the storefront to share on social media.

او از مغازه عکس گرفت تا در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارد.

they are planning to renovate the storefront next month.

آنها قصد دارند ماه آینده مغازه را بازسازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید