shorelines

[ایالات متحده]/ˈʃɔːlaɪnz/
[بریتانیا]/ˈʃɔrlaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطوطی که یک منبع آب با زمین ملاقات می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

protect shorelines

محافظت از خط سواحل

restore shorelines

بازسازی خط سواحل

monitor shorelines

نظارت بر خط سواحل

study shorelines

مطالعه خط سواحل

preserve shorelines

حفظ خط سواحل

map shorelines

نقشه برداری از خط سواحل

analyze shorelines

تجزیه و تحلیل خط سواحل

maintain shorelines

نگهداری از خط سواحل

enhance shorelines

بهبود خط سواحل

stabilize shorelines

ایجاد ثبات در خط سواحل

جملات نمونه

the shorelines are crucial for protecting coastal ecosystems.

خط ساحلی برای محافظت از اکوسیستم‌های ساحلی بسیار مهم است.

many species of birds nest along the shorelines.

بسیاری از گونه‌های پرندگان در امتداد خطوط ساحلی لانه می‌سازند.

shorelines are often affected by rising sea levels.

خطوط ساحلی اغلب تحت تأثیر افزایش سطح دریا قرار می‌گیرند.

the beauty of shorelines attracts many tourists.

زیبایی خطوط ساحلی بسیاری از گردشگران را جذب می‌کند.

shorelines provide habitat for various marine life.

خطوط ساحلی زیستگاه حیات دریایی متنوعی را فراهم می‌کنند.

we should preserve our shorelines for future generations.

ما باید خطوط ساحلی خود را برای نسل‌های آینده حفظ کنیم.

pollution can severely impact the health of shorelines.

آلودگی می‌تواند به طور جدی بر سلامت خطوط ساحلی تأثیر بگذارد.

shorelines are dynamic environments that change over time.

خطوط ساحلی محیط‌های پویایی هستند که در طول زمان تغییر می‌کنند.

coastal development often alters natural shorelines.

توسعه ساحلی اغلب خطوط ساحلی طبیعی را تغییر می‌دهد.

scientists study shorelines to understand climate change effects.

دانشمندان خطوط ساحلی را برای درک اثرات تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید