shotglass

[ایالات متحده]/[ʃɒtˌɡlæs]/
[بریتانیا]/[ʃɒtˌɡlæs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لیوان کوچک با ساقه که برای نوشیدن الکل استفاده می‌شود، معمولاً یک‌بار در یک گulp نوشیده می‌شود؛ یک نمونه از نوشیدن یک نوشیدنی الکلی.

عبارات و ترکیب‌ها

shotglass size

اندازه گلاس شات

filled shotglass

گلاس شات پر شده

empty shotglass

گلاس شات خالی

shotglass set

مجموعه گلاس شات

holding a shotglass

نگه داشتن یک گلاس شات

small shotglass

گلاس شات کوچک

shotglass rack

رک گلاس شات

bought a shotglass

یک گلاس شات خریده ام

shotglass collection

مجموعه گلاس شات

cleaning a shotglass

پاک کردن یک گلاس شات

جملات نمونه

he nervously eyed the shotglass filled with bright blue liquor.

او با نگرانی به شاتگلاسی که با الکل رنگ آبی روشن پر شده بود نگاه کرد.

she ordered a shotglass of tequila and lime.

او یک شاتگلاس تquila و لیمو درخواست داد.

the bartender expertly poured a shotglass of whiskey.

باردار با مهارت یک شاتگلاس ویسکی را ریخت.

he slammed the shotglass down after finishing the drink.

پس از اتمام نوشیدن، او شاتگلاس را به زمین زد.

they shared a shotglass of rum between the two of them.

بین دو نفر یک شاتگلاس رم را به اشتراک گذاشتند.

the bar offered a variety of shots in different shotglasses.

بار انواع شات‌ها را در شاتگلاس‌های مختلف ارائه می‌داد.

she cautiously took a sip from the shotglass.

او با احتیاط از شاتگلاس یک نوشیدنی گرفت.

he quickly downed a shotglass of fireball.

او به سرعت یک شاتگلاس فایربال را نوشید.

the shotglass was surprisingly heavy in her hand.

شاتگلاس در دست او به نظر می‌رسید که بسیار سنگین است.

they toasted with shotglasses of champagne.

آنها با شاتگلاس‌های شامپاگن سلامتی گفتند.

he polished the shotglass before refilling it.

او قبل از پر کردن دوباره شاتگلاس آن را پولیش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید