showplaces

[ایالات متحده]/ˈʃəʊpleɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈshoʊˌpleɪsɪz/

ترجمه

n. مکانی که قابل توجه یا مشهور است، اغلب به خاطر زیبایی یا اهمیت آن

عبارات و ترکیب‌ها

famous showplaces

نمایشگاه‌های معروف

local showplaces

نمایشگاه‌های محلی

historic showplaces

نمایشگاه‌های تاریخی

cultural showplaces

نمایشگاه‌های فرهنگی

tourist showplaces

نمایشگاه‌های توریستی

renowned showplaces

نمایشگاه‌های مشهور

beautiful showplaces

نمایشگاه‌های زیبا

locality showplaces

نمایشگاه‌های محلی

popular showplaces

نمایشگاه‌های محبوب

hidden showplaces

نمایشگاه‌های پنهان

جملات نمونه

the city is known for its beautiful showplaces.

شهر به خاطر مکان‌های نمایش زیبا مشهور است.

tourists flock to the showplaces during the summer.

گردشگران در طول تابستان به مکان‌های نمایش هجوم می‌آورند.

many showplaces offer guided tours for visitors.

بسیاری از مکان‌های نمایش تورهای راهنما برای بازدیدکنندگان ارائه می‌دهند.

showplaces often host cultural events and festivals.

مکان‌های نمایش اغلب میزبان رویدادها و جشنواره‌های فرهنگی هستند.

she loves to photograph famous showplaces around the world.

او عاشق عکاسی از مکان‌های نمایش معروف در سراسر جهان است.

local cuisine is often featured at popular showplaces.

غذاهای محلی اغلب در مکان‌های نمایش محبوب به نمایش گذاشته می‌شوند.

showplaces can be a great source of inspiration for artists.

مکان‌های نمایش می‌توانند منبع الهام خوبی برای هنرمندان باشند.

many showplaces have historical significance in the region.

بسیاری از مکان‌های نمایش اهمیت تاریخی در منطقه دارند.

visitors often leave reviews about their favorite showplaces.

بازدیدکنندگان اغلب نظراتی در مورد مکان‌های نمایش مورد علاقه خود می‌گذارند.

showplaces are essential for promoting tourism in the area.

مکان‌های نمایش برای ترویج گردشگری در منطقه ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید