sights

[ایالات متحده]/saɪts/
[بریتانیا]/saɪts/

ترجمه

n. مناظر طبيعي؛ مکان‌های معروف؛ ميدان ديد
v. هدف (سوم شخص مفرد فعل see); با دقت نگاه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

tourist sights

جاذبه‌های توریستی

see sights

دیدن مناظر

famous sights

مناظر معروف

historical sights

مناظر تاریخی

city sights

مناظر شهری

sightseeing tour

تور بازدید از مکان‌ها

local sights

مناظر محلی

amazing sights

مناظر شگفت انگیز

new sights

مناظر جدید

beautiful sights

مناظر زیبا

جملات نمونه

the city offers breathtaking sights at every turn.

شهر در هر گوشه، مناظر خیره‌کننده ای ارائه می‌دهد.

we spent hours taking in the sights of paris.

ما ساعت‌ها وقت گذراندیم و از مناظر پاریس لذت بردیم.

the mountain range provided stunning sights.

منطقه کوهستانی مناظر خیره‌کننده ای را ارائه می داد.

the children were excited to see the sights.

کودکان برای دیدن مناظر هیجان زده بودند.

the historical sights are well worth a visit.

مناظر تاریخی ارزش دیدن دارند.

the cruise offered incredible sights of the coastline.

سفر دریایی مناظر باورنکردنی ساحل را ارائه می داد.

we enjoyed the panoramic sights from the top of the tower.

ما از بالای برج از مناظر پانوراما لذت بردیم.

the guide pointed out several interesting sights.

راهنما چندین منظره جالب را نشان داد.

the fireworks display was a dazzling sight.

نمایش آتش بازی یک منظره خیره کننده بود.

the wildlife provided amazing sights during our safari.

حیات وحش در طول سافاری ما مناظر شگفت انگیزی را ارائه داد.

the castle ruins were a poignant sight.

آثار و بقایای قلعه یک منظره دلخراش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید