showstoppers only
فقط شوکاستاپرها
showstoppers everywhere
شوکاستاپرها همه جا
showstoppers in action
شوکاستاپرها در عمل
showstoppers at work
شوکاستاپرها در حال کار
showstoppers revealed
شوکاستاپرهای آشکار شده
showstoppers ahead
شوکاستاپرهای پیش رو
showstoppers included
شوکاستاپرهای گنجانده شده
showstoppers displayed
نمایش شوکاستاپرها
showstoppers featured
شوکاستاپرهای برجسته
showstoppers highlighted
شوکاستاپرهای برجسته شده
the project's showstoppers were identified early in the planning phase.
مشکلات بزرگ پروژه در مراحل اولیه برنامهریزی شناسایی شدند.
we need to address the showstoppers before we can move forward.
ما باید قبل از ادامه کار به مشکلات بزرگ رسیدگی کنیم.
budget constraints are often the main showstoppers in large projects.
محدودیتهای بودجه اغلب مشکلات بزرگ اصلی در پروژههای بزرگ هستند.
technical difficulties can become showstoppers for any development team.
مشکلات فنی میتوانند به مشکلات بزرگ برای هر تیم توسعهدهنده تبدیل شوند.
the lack of resources was a significant showstopper for the initiative.
کمبود منابع یک مشکل بزرگ قابل توجه برای این طرح بود.
identifying potential showstoppers early can save time and money.
شناسایی مشکلات بزرگ بالقوه در مراحل اولیه میتواند در زمان و هزینه صرفهجویی کند.
regulatory issues often serve as showstoppers in the industry.
مشکلات نظارتی اغلب به عنوان مشکلات بزرگ در صنعت عمل میکنند.
we must find solutions to these showstoppers to ensure project success.
ما باید راهحلهایی برای این مشکلات بزرگ پیدا کنیم تا از موفقیت پروژه اطمینان حاصل کنیم.
market competition can act as showstoppers for new entrants.
رقابت در بازار میتواند به عنوان مشکلات بزرگی برای ورودکنندگان جدید عمل کند.
communication breakdowns are often showstoppers in team projects.
قطعی ارتباط اغلب به عنوان مشکلات بزرگی در پروژههای تیمی عمل میکند.
showstoppers only
فقط شوکاستاپرها
showstoppers everywhere
شوکاستاپرها همه جا
showstoppers in action
شوکاستاپرها در عمل
showstoppers at work
شوکاستاپرها در حال کار
showstoppers revealed
شوکاستاپرهای آشکار شده
showstoppers ahead
شوکاستاپرهای پیش رو
showstoppers included
شوکاستاپرهای گنجانده شده
showstoppers displayed
نمایش شوکاستاپرها
showstoppers featured
شوکاستاپرهای برجسته
showstoppers highlighted
شوکاستاپرهای برجسته شده
the project's showstoppers were identified early in the planning phase.
مشکلات بزرگ پروژه در مراحل اولیه برنامهریزی شناسایی شدند.
we need to address the showstoppers before we can move forward.
ما باید قبل از ادامه کار به مشکلات بزرگ رسیدگی کنیم.
budget constraints are often the main showstoppers in large projects.
محدودیتهای بودجه اغلب مشکلات بزرگ اصلی در پروژههای بزرگ هستند.
technical difficulties can become showstoppers for any development team.
مشکلات فنی میتوانند به مشکلات بزرگ برای هر تیم توسعهدهنده تبدیل شوند.
the lack of resources was a significant showstopper for the initiative.
کمبود منابع یک مشکل بزرگ قابل توجه برای این طرح بود.
identifying potential showstoppers early can save time and money.
شناسایی مشکلات بزرگ بالقوه در مراحل اولیه میتواند در زمان و هزینه صرفهجویی کند.
regulatory issues often serve as showstoppers in the industry.
مشکلات نظارتی اغلب به عنوان مشکلات بزرگ در صنعت عمل میکنند.
we must find solutions to these showstoppers to ensure project success.
ما باید راهحلهایی برای این مشکلات بزرگ پیدا کنیم تا از موفقیت پروژه اطمینان حاصل کنیم.
market competition can act as showstoppers for new entrants.
رقابت در بازار میتواند به عنوان مشکلات بزرگی برای ورودکنندگان جدید عمل کند.
communication breakdowns are often showstoppers in team projects.
قطعی ارتباط اغلب به عنوان مشکلات بزرگی در پروژههای تیمی عمل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید