spectacles

[ایالات متحده]/ˈspektəkəlz/
[بریتانیا]/ˈspektəkəlz/

ترجمه

n. عینکی که برای اصلاح یا محافظت از بینایی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

lost spectacles

عینک گمشده

wearing spectacles

استفاده از عینک

new spectacles

عینک جدید

stylish spectacles

عینک شیک

reading spectacles

عینک مطالعه

broken spectacles

عینک شکسته

clean spectacles

عینک تمیز

my spectacles

عینک من

find spectacles

پیدا کردن عینک

need spectacles

نیاز به عینک

جملات نمونه

she adjusted her spectacles and peered at the tiny print.

او عینک خود را تنظیم کرد و به دقت به حروف کوچک نگاه کرد.

he lost his spectacles while hiking in the mountains.

او در حین کوهنوردی در کوه‌ها عینک خود را گم کرد.

my grandfather always wore thick spectacles to read.

پدربزرگم همیشه برای خواندن عینک‌های ضخیم می‌پوشید.

the optician recommended new spectacles with anti-glare coating.

بینایی سنج عینک‌های جدید با پوشش ضد انعکاس توصیه کرد.

she cleaned her spectacles with a special lens cloth.

او عینک خود را با یک پارچه لنز مخصوص تمیز کرد.

he needed spectacles to see the whiteboard clearly.

او برای دیدن واضح تخته سفید به عینک نیاز داشت.

the child mimicked his father, putting on his spectacles.

کودک پدرش را تقلید کرد و عینک او را به چشم زد.

she kept her spare spectacles in her handbag.

او عینک یدکی خود را در کیف دستی خود نگه داشت.

he couldn't find his spectacles anywhere in the house.

او نمی‌توانست عینک خود را در هیچ کجای خانه پیدا کند.

the antique spectacles were worth a considerable amount.

عینک‌های قدیمی ارزش قابل توجهی داشتند.

she bought fashionable spectacles to suit her face.

او عینک‌های مد روزی خرید تا با چهره‌اش مطابقت داشته باشد.

he squinted without his spectacles, struggling to see.

او بدون عینک خود چشمک می‌زد و تلاش می‌کرد تا ببیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید