catching

[ایالات متحده]/'kætʃɪŋ/
[بریتانیا]/'kætʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جذاب
v. جذب کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

catching a ball

گرفتن توپ

catching a cold

گرفتن سرماخوردگی

catching a thief

گرفتن دزد

catch oneself

خود را دستگیر کردن

catch up

رسیدن به روز

catch up with

رسیدن به

catch on

متوجه شدن

catch the train

گرفتن قطار

catch fish

گرفتن ماهی

catch up on

رسیدن به روز

catch fire

آتش گرفتن

catch in

گرفتن در

catch at

گرفتن در

catch hold of

گرفتن و نگه داشتن

catch all

گرفتن همه

catch my breath

نفس خود را به دست بگیر

catch you later

بعداً می‌بینمت

catch phrase

عبارت رایج

catch the eye

جلب توجه

catch a bus

گرفتن اتوبوس

lock catch

گیره قفل

catch a ball

گرفتن توپ

جملات نمونه

Be chary of catching cold!

مراقب سرما گرفتن باشید!

The children on Wangan are great at catching fish.

کودکان وانگان در ماهیگیری عالی هستند.

a reward of $900 for catching the criminal

جایزه 900 دلاری برای دستگیری مجرم

You are in danger of catching cold.

شما در معرض خطر سرما گرفتن هستید.

He was instrumental in catching the criminal.

او در دستگیری مجرم نقش مهمی داشت.

I often fish for hours without catching anything.

من اغلب ساعت‌ها ماهیگیری می‌کنم بدون اینکه چیزی بگیرم.

The neighbours were instrumental in catching the criminal.

همسایه‌ها در دستگیری مجرم نقش مهمی داشتند.

Catching sight of the dog, he broke into a run.

با دیدن سگ، شروع به دویدن کرد.

Flu is catching,so stay away from work.

آنفولانزا در حال گسترش است، بنابراین از رفتن به محل کار خودداری کنید.

panned the fish right after catching it.

ماهی را بلافاصله پس از گرفتن سرخ کرد.

Getting your feet wet disposes you to catching cold.

خیس شدن پاها شما را در معرض خطر سرما گرفتن قرار می‌دهد.

We allowed a margin of 20 minutes in catching the train.

ما 20 دقیقه برای رسیدن به قطار در نظر گرفتیم.

haven't seen much of the beach—we've been catching up on our sleep (nudge nudge).

خیلی از ساحل ندیدیم - در حال جبران خواب خود هستیم (نیش‌زن).

I called early in the hope of catching her before she went to work.

من زود تلفن کردم امیدوار بودم قبل از رفتن به سر کار او را بگیرم.

Catching sight of Mammy's burden, Scarlett's expression changed from one of minor irritation to obstinate belligerency.

با دیدن بار ماممی، چهره اسکارلت از یک ناراحتی جزئی به یک خشونت آمیز تبدیل شد.

They had banked on catching lots of animals, so they brought a large cage with them.

آنها امیدوار بودند حیوانات زیادی را به دام بیاندازند، بنابراین یک قفس بزرگ با خود بردند.

For hours the boy would stand tossing a ball up into the air and catching it again.

برای ساعت‌ها پسر ایستاده و یک توپ را به هوا پرتاب می‌کرد و دوباره آن را می‌گرفت.

A double-crested cormorant surfaces after catching an alewife near the outlet of Damariscotta Lake, Friday, May 15, in Newcastle, Maine.

یک مرغ ماهیخوار با تاج دوگانه پس از گرفتن یک آلوایف در نزدیکی خروجی دریاچه دارامیسکوتا، جمعه، 15 مه، در نیوکاسل، مین، ظاهر می‌شود.

نمونه‌های واقعی

While unity and I do some catching up.

در حالی که من و وحدت در حال گپ و گفت و احوالپرسی هستیم.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

Kailua Intermediate School is catching the spotlight today.

امروز مدرسه راهنمایی کایلوآ در حال جلب توجه است.

منبع: CNN 10 Student English May 2021 Collection

Well, Lanny, it's been great catching up with you.

خب، لنی، خوشحال شدم که با شما گپ و گفتیم.

منبع: Listening Digest

Definitely none that were mobile first and definitely none that were monster catching.

مطمئناً هیچ‌کدام اولویت‌بندی موبایل نبودند و مطمئناً هیچ‌کدام هم‌اندازه گرفتن هیولا نبودند.

منبع: Apple latest news

Catching a bus, catching a train, catching a ferry.

گرفتن اتوبوس، گرفتن قطار، گرفتن کشتی.

منبع: Emma's delicious English

Some of those were prone to catching fire.

بعضی از آن‌ها مستعد آتش‌سوزی بودند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

Maybe those kids are finally catching up to him.

شاید آن بچه ها بالاخره دارند به او می‌رسند.

منبع: Modern Family - Season 03

We're still leaving. She's just catching her breath.

ما هنوز در حال رفتن هستیم. او فقط دارد نفسی می‌کشد.

منبع: Modern Family - Season 08

Done catching up. all about accounting now.

گپ و گفت تمام شد. حالا همه چیز در مورد حسابداری است.

منبع: Desperate Housewives Season 4

Ironically, many of these scientific conclusions are actually catching up to ancient practices.

به طرز غم‌انگیزی، بسیاری از این نتیجه‌گیری‌های علمی در حال حاضر در حال رسیدن به شیوه‌های باستانی هستند.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید