sideman

[ایالات متحده]/ˈsaɪd.mən/
[بریتانیا]/ˈsaɪd.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوازنده‌ای که در کنار یک هنرمند اصلی اجرا می‌کند
Word Forms
جمعsidemen

عبارات و ترکیب‌ها

sideman role

نقش دستیار

sideman duties

وظایف دستیار

sideman support

حمایت دستیار

sideman position

موقعیت دستیار

sideman job

شغل دستیار

sideman performance

عملکرد دستیار

sideman band

گروه دستیار

sideman musician

موسیقیدان دستیار

sideman collaboration

همکاری دستیار

sideman experience

تجربه دستیار

جملات نمونه

he always wanted to be a sideman in a famous band.

او همیشه می‌خواست در یک گروه مشهور، نوازنده همراه باشد.

the sideman played a crucial role in the performance.

نوازنده همراه نقش مهمی در اجرا داشت.

as a sideman, he supported the lead singer during the tour.

به عنوان نوازنده همراه، او در طول تور از خواننده اصلی حمایت کرد.

many musicians start their careers as sidemen.

بسیاری از نوازندگان شروع به کار خود به عنوان نوازنده همراه می‌کنند.

the sideman's improvisation added depth to the song.

اجراهای بداهه نوازنده همراه، عمق بیشتری به آهنگ بخشید.

he was known as the best sideman in the jazz scene.

او به عنوان بهترین نوازنده همراه در صحنه موسیقی جاز شناخته می‌شد.

she hired a talented sideman for her concert.

او یک نوازنده همراه با استعداد را برای کنسرت خود استخدام کرد.

the sideman contributed significantly to the album's success.

نوازنده همراه به طور قابل توجهی به موفقیت آلبوم کمک کرد.

he prefers being a sideman rather than a solo artist.

او ترجیح می‌دهد به جای یک هنرمند مستقل، نوازنده همراه باشد.

working as a sideman can be very rewarding.

کار کردن به عنوان نوازنده همراه می‌تواند بسیار سودآور باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید