sidesaddles

[ایالات متحده]/ˈsaɪdˌsæd.əlz/
[بریتانیا]/ˈsaɪdˌsæd.əlz/

ترجمه

n. نوعی زین طراحی شده برای سوارکاری به صورت کناری; سبک سوارکاری کناری; طراحی زین جانبی

عبارات و ترکیب‌ها

sidesaddles riding

سوارکاری با زین اسب

sidesaddles competition

مسابقه زین اسب

sidesaddles style

سبک زین اسب

sidesaddles technique

تکنیک زین اسب

sidesaddles equipment

تجهیزات زین اسب

sidesaddles training

آموزش زین اسب

sidesaddles lessons

درس‌های زین اسب

sidesaddles events

رویدادهای زین اسب

sidesaddles enthusiasts

علاقه‌مندان به زین اسب

sidesaddles community

جامعه زین اسب

جملات نمونه

she learned to ride sidesaddles at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که زین اسب‌سواری را سوار شود.

many equestrians prefer sidesaddles for their elegance.

بسیاری از سوارکاران به دلیل ظرافت‌شان، زین اسب‌سواری را ترجیح می‌دهند.

he bought a beautiful sidesaddle for his daughter.

او یک زین اسب‌سواری زیبا برای دخترش خرید.

using sidesaddles requires special training.

استفاده از زین اسب‌سواری نیاز به آموزش خاص دارد.

she participated in a sidesaddle competition last weekend.

او آخر هفته گذشته در یک مسابقه زین اسب‌سواری شرکت کرد.

they showcased sidesaddles at the horse fair.

آنها زین اسب‌سواری را در نمایشگاه اسب به نمایش گذاشتند.

riding sidesaddles is a traditional skill.

سوار شدن با زین اسب‌سواری یک مهارت سنتی است.

he admired the craftsmanship of antique sidesaddles.

او تحسین هنر و مهارت زین اسب‌سواری قدیمی را کرد.

she felt more graceful riding in a sidesaddle.

او در حالی که با زین اسب‌سواری سوار می‌شد، احساس کرد که ظریف‌تر است.

they organized a workshop on sidesaddle riding techniques.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد تکنیک‌های سوارکاری با زین اسب‌سواری برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید