signifying

[ایالات متحده]/ˈsɪɡnɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪɡnəˌfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به معنای چیزی بودن یا نمایندگی کردن؛ داشتن اهمیت یا معنی
n. بازی خودستایی (عامیانه، ایالات متحده)؛ بازی توهین‌آمیز که شامل اعضای خانواده می‌شود (عامیانه، ایالات متحده)

عبارات و ترکیب‌ها

signifying success

نشان دادن موفقیت

signifying change

نشان دادن تغییر

signifying hope

نشان دادن امید

signifying peace

نشان دادن صلح

signifying growth

نشان دادن رشد

signifying unity

نشان دادن وحدت

signifying love

نشان دادن عشق

signifying strength

نشان دادن قدرت

signifying freedom

نشان دادن آزادی

signifying identity

نشان دادن هویت

جملات نمونه

his smile was signifying his happiness.

لبخندش نشان‌دهنده خوشحالی او بود.

the red light is signifying that you must stop.

نور قرمز نشان می‌دهد که شما باید توقف کنید.

her gesture was signifying a warm welcome.

حرکت او نشان‌دهنده استقبال گرم بود.

the map is signifying the location of the treasure.

نقشه محل قرارگیری گنج را نشان می‌دهد.

his actions are signifying a change in attitude.

رفتار او نشان‌دهنده تغییر نگرش است.

the sign is signifying the end of the road.

تابلو نشان‌دهنده انتهای جاده است.

the colors in the painting are signifying different emotions.

رنگ‌های نقاشی نشان‌دهنده احساسات مختلف هستند.

the results are signifying a need for further research.

نتایج نشان‌دهنده نیاز به تحقیقات بیشتر است.

the tone of her voice was signifying her frustration.

لحن صدای او نشان‌دهنده ناراحتی او بود.

his words are signifying a deeper meaning.

کلمات او نشان‌دهنده معنای عمیق‌تری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید