signifying success
نشان دادن موفقیت
signifying change
نشان دادن تغییر
signifying hope
نشان دادن امید
signifying peace
نشان دادن صلح
signifying growth
نشان دادن رشد
signifying unity
نشان دادن وحدت
signifying love
نشان دادن عشق
signifying strength
نشان دادن قدرت
signifying freedom
نشان دادن آزادی
signifying identity
نشان دادن هویت
his smile was signifying his happiness.
لبخندش نشاندهنده خوشحالی او بود.
the red light is signifying that you must stop.
نور قرمز نشان میدهد که شما باید توقف کنید.
her gesture was signifying a warm welcome.
حرکت او نشاندهنده استقبال گرم بود.
the map is signifying the location of the treasure.
نقشه محل قرارگیری گنج را نشان میدهد.
his actions are signifying a change in attitude.
رفتار او نشاندهنده تغییر نگرش است.
the sign is signifying the end of the road.
تابلو نشاندهنده انتهای جاده است.
the colors in the painting are signifying different emotions.
رنگهای نقاشی نشاندهنده احساسات مختلف هستند.
the results are signifying a need for further research.
نتایج نشاندهنده نیاز به تحقیقات بیشتر است.
the tone of her voice was signifying her frustration.
لحن صدای او نشاندهنده ناراحتی او بود.
his words are signifying a deeper meaning.
کلمات او نشاندهنده معنای عمیقتری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید