sika

[ایالات متحده]/ˈsiːkə/
[بریتانیا]/ˈsiːkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (نوعی از گوزن بومی چین و ژاپن) ; (در بنگالی، یک رشته برای آویزان کردن سبدها و غیره)
Word Forms
جمعsikas

عبارات و ترکیب‌ها

sika deer

گوزن سیکا

sika antler

شاخ گوزن سیکا

sika hide

پوست گوزن سیکا

sika population

جمعیت گوزن سیکا

sika habitat

زیستگاه گوزن سیکا

sika meat

گوشت گوزن سیکا

sika conservation

حفظ گوزن سیکا

sika species

گونه‌ی گوزن سیکا

sika characteristics

ویژگی‌های گوزن سیکا

جملات نمونه

sika deer are known for their beautiful spotted coats.

گوزن‌های سیکا به خاطر پوشش زیبای خال‌دارشان شناخته می‌شوند.

we saw a sika at the wildlife reserve.

ما یک سیکا را در منطقه حفاظت‌شده دیدیم.

sika can adapt well to various habitats.

سیکاها می‌توانند به خوبی با زیستگاه‌های مختلف سازگار شوند.

the sika population is increasing in certain areas.

جمعیت سیکا در مناطق خاص در حال افزایش است.

many hunters seek sika for their impressive antlers.

بسیاری از شکارچیان سیکا را به خاطر شاخ‌های چشمگیرشان به دنبال دارند.

sika are often found in forests and grasslands.

سیکاها اغلب در جنگل‌ها و مراتع یافت می‌شوند.

the sika's diet consists mainly of grasses and leaves.

رژیم غذایی سیکا عمدتاً از علف‌ها و برگ‌ها تشکیل شده است.

conservation efforts are crucial for the sika's survival.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای سیکا بسیار مهم است.

sika are known for their agility and speed.

سیکاها به خاطر چابکی و سرعتشان شناخته می‌شوند.

in autumn, sika deer are often seen in herds.

در پاییز، گوزن‌های سیکا اغلب به صورت گروهی دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید