silts

[ایالات متحده]/sɪlts/
[بریتانیا]/sɪlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از رودخانه‌ها و غیره) مسدود شدن توسط رسوبات؛ باعث مسدود شدن شدن؛ انباشته شدن رسوب؛ باعث رسوبی شدن شدن
n. ملات؛ گل (جمع رسوب)

عبارات و ترکیب‌ها

river silts

رسوبات رودخانه

silts deposition

رسوب رسوبات

silts removal

حذف رسوبات

silts layer

لایه رسوبات

silts buildup

تراکم رسوبات

fine silts

رسوبات ریز

silts content

مقدار رسوبات

silts analysis

تجزیه و تحلیل رسوبات

silts management

مدیریت رسوبات

silts control

کنترل رسوبات

جملات نمونه

the river was filled with silts after the heavy rain.

رودخانه پس از باران شدید با رسوبات پر شد.

silts can affect the water quality in lakes.

رسوبات می‌توانند بر کیفیت آب دریاچه‌ها تأثیر بگذارند.

farmers often use silts to improve soil fertility.

کشاورزان اغلب از رسوبات برای بهبود حاصلخیزی خاک استفاده می‌کنند.

silts accumulate at the bottom of the pond.

رسوبات در کف استخر تجمع می‌یابند.

we need to remove the silts to keep the canal clear.

ما باید رسوبات را از بین ببریم تا کانال پاکیزه بماند.

silts can provide nutrients for aquatic plants.

رسوبات می‌توانند مواد مغذی برای گیاهان آبزی فراهم کنند.

the construction site was covered in silts after the storm.

پس از طوفان، محل ساخت و ساز با رسوبات پوشیده شده بود.

silts can be a natural habitat for various organisms.

رسوبات می‌توانند زیستگاه طبیعی برای موجودات مختلف باشند.

excessive silts can lead to fish kills in rivers.

رسوبات بیش از حد می‌تواند منجر به تلفات ماهی در رودخانه‌ها شود.

silts play a crucial role in the ecosystem.

رسوبات نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید