silverback

[ایالات متحده]/ˈsɪlvəˌbæk/
[بریتانیا]/ˈsɪlvərˌbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گوریل بالغ نر با موهای نقره‌ای در پشتش؛ یک گوریل بالغ نر با موهای نقره‌ای در گردنش

عبارات و ترکیب‌ها

silverback gorilla

گوریلای پشتی نقره‌ای

silverback leader

رهبر پشتی نقره‌ای

silverback male

نر پشتی نقره‌ای

silverback troop

گروه پشتی نقره‌ای

silverback dominance

تسلط پشتی نقره‌ای

silverback behavior

رفتار پشتی نقره‌ای

silverback habitat

زیستگاه پشتی نقره‌ای

silverback protection

حفاظت از پشتی نقره‌ای

silverback family

خانواده پشتی نقره‌ای

silverback interaction

تعامل پشتی نقره‌ای

جملات نمونه

the silverback gorilla leads the troop.

گوریل نقره‌ای رهبری گروه را بر عهده دارد.

silverbacks are known for their strength and size.

گوریل‌های نقره‌ای به خاطر قدرت و جثه بزرگشان شناخته می‌شوند.

researchers study silverback behavior in the wild.

محققان رفتار گوریل‌های نقره‌ای را در طبیعت مطالعه می‌کنند.

the silverback protects its family fiercely.

گوریل نقره‌ای به شدت از خانواده خود محافظت می‌کند.

observing a silverback in its habitat is fascinating.

مشاهده یک گوریل نقره‌ای در زیستگاه خود جذاب است.

silverbacks communicate through vocalizations and gestures.

گوریل‌های نقره‌ای از طریق صداها و حرکات با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

conservation efforts help protect silverback populations.

تلاش‌های حفاظتی به محافظت از جمعیت گوریل‌های نقره‌ای کمک می‌کنند.

the silverback's role is crucial for the group's stability.

نقش گوریل نقره‌ای برای ثبات گروه بسیار مهم است.

silverbacks often display dominance through chest beating.

گوریل‌های نقره‌ای اغلب از طریق کوبیدن قفسه سینه، برتری خود را نشان می‌دهند.

in documentaries, silverbacks are often highlighted for their intelligence.

در مستندها، گوریل‌های نقره‌ای اغلب به دلیل هوش خود برجسته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید