sima

[ایالات متحده]/ˈsɪmə/
[بریتانیا]/ˈsɪmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه سیلیکات منیزیم؛ حلقه سیلیکات منیزیم، نوار، لایه
abbr. انجمن تولیدکنندگان ابزار علمی
Word Forms
جمعsimas

عبارات و ترکیب‌ها

sima road

خیابان سیما

sima park

پارک سیما

sima village

دهکده سیما

sima lake

دریاچه سیما

sima bridge

پل سیما

sima school

مدرسه سیما

sima market

بازار سیما

sima station

ایستگاه سیما

sima street

کوچه سیما

sima hotel

هتل سیما

جملات نمونه

she has a sima for adventure.

او استعداد ماجراجویی دارد.

he showed a sima for learning new languages.

او استعداد یادگیری زبان‌های جدید را نشان داد.

they have a sima for cooking delicious meals.

آنها استعداد پختن غذاهای خوشمزه دارند.

my sister has a sima for painting.

خواهر من استعداد نقاشی دارد.

she has a sima for helping others.

او استعداد کمک به دیگران دارد.

he has a sima for music.

او استعداد موسیقی دارد.

they have a sima for technology.

آنها استعداد فناوری دارند.

she has a sima for photography.

او استعداد عکاسی دارد.

he has a sima for sports.

او استعداد ورزش دارد.

they have a sima for exploring new places.

آنها استعداد کشف مکان‌های جدید را دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید