simian

[ایالات متحده]/'sɪmɪən/
[بریتانیا]/'sɪmɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا ویژگی‌دار یک میمون؛ مانند یک میمون
n. یک پستاندار اولیه که شبیه به انسان‌هاست، شامل میمون‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

simian features

ویژگی‌های شامانی

simian behavior

رفتار شامانی

simian ancestors

نیاکان شامانی

simian intelligence

هوش شامانی

جملات نمونه

9. The results was obtained from TFRC, a-bRC, atd tPD, fingerprint, hand interdigital, hand thenar, hand hypothenar, simian line, hallucal, sole interdigital, sole hypothenar and calcar patterns.

9. نتایج از TFRC، a-bRC، atd tPD، اثر انگشت، بین انگشتی دست، انگشت شست دست، انگشت فرار دست، خط سیمیا، انگشت شست پا، بین انگشتی کف پا، انگشت فرار کف پا و الگوهای کالکار به دست آمد.

I find The Simian's trailer and it reminds me of my own salad days living out of an Airstream making money hand over fist as a freelance sheepherder.

من تریلر فیلم The Simian را پیدا کردم و این من را به روزهای خوش گذشته ام در زندگی در یک Airstream با کسب درآمد فراوان به عنوان چوپان آزادکار یادآوری می‌کند.

The scientist studied the simian behavior in the wild.

دانشمند رفتار میمونی را در طبیعت مطالعه کرد.

The zoo had a new exhibit featuring simian species.

باغ وحش یک نمایشگاه جدید با گونه‌های میمونی داشت.

The simian swung effortlessly from branch to branch.

میمون به راحتی از شاخه به شاخه تاب می‌خورد.

The simian exhibit at the zoo was very popular with visitors.

نمایشگاه میمون در باغ وحش با بازدیدکنندگان بسیار محبوب بود.

The researcher observed the simian group from a distance.

محقق گروه میمونی را از دور مشاهده کرد.

The simian species displayed complex social behaviors.

گونه‌های میمونی رفتارهای اجتماعی پیچیده‌ای از خود نشان دادند.

The simian's intelligence was evident in its problem-solving skills.

هوش میمون در مهارت‌های حل مسئله آن آشکار بود.

The simian's facial expressions were remarkably similar to humans.

عبارات چهره میمون به طرز شگفت انگیزی شبیه انسان‌ها بود.

The simian sanctuary provided a safe haven for rescued primates.

سرزمین امن میمون، یک پناهگاه امن برای میمون‌های نجات یافته فراهم کرد.

The simian's dexterity allowed it to manipulate objects with precision.

مهارت بالای میمون به آن اجازه داد تا با دقت اشیاء را دستکاری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید