simplicities

[ایالات متحده]/sɪmˈplɪsɪtiz/
[بریتانیا]/sɪmˈplɪsɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سادگی یا بی‌پیچیدگی; حالت یا شرایط بی‌زینت یا غیر پیچیده; آزادی از پیچیدگی یا ظرافت

عبارات و ترکیب‌ها

simple simplicities

سادگی‌های ساده

embrace simplicities

پذیرش سادگی‌ها

appreciate simplicities

قدردانی از سادگی‌ها

discover simplicities

کشف سادگی‌ها

value simplicities

ارزش قائل شدن برای سادگی‌ها

celebrate simplicities

جشن گرفتن سادگی‌ها

explore simplicities

کاوش در سادگی‌ها

find simplicities

پیدا کردن سادگی‌ها

share simplicities

اشتراک گذاری سادگی‌ها

create simplicities

ایجاد سادگی‌ها

جملات نمونه

life is full of simplicities that we often overlook.

زندگی سرشار از سادگی‌هایی است که اغلب از آن‌ها غافل می‌شویم.

finding joy in simplicities can lead to a happier life.

پیدا کردن شادی در سادگی‌ها می‌تواند منجر به یک زندگی شادتر شود.

the simplicities of nature are truly breathtaking.

سادگی‌های طبیعت واقعاً نفس‌گیر هستند.

embracing the simplicities of life can reduce stress.

پذیرش سادگی‌های زندگی می‌تواند استرس را کاهش دهد.

her art captures the simplicities of everyday moments.

هنر او سادگی‌های لحظات روزمره را به تصویر می‌کشد.

the book emphasizes the simplicities of effective communication.

این کتاب بر سادگی‌های ارتباط موثر تاکید می‌کند.

in the chaos of life, we often forget the simplicities that matter.

در هرج و مرج زندگی، اغلب فراموش می‌کنیم سادگی‌هایی که مهم هستند.

he appreciates the simplicities found in rural living.

او از سادگی‌هایی که در زندگی روستایی یافت می‌شوند قدردانی می‌کند.

teaching children about the simplicities of kindness is essential.

آموزش کودکان در مورد سادگی‌های مهربانی ضروری است.

we should celebrate the simplicities that bring us together.

ما باید سادگی‌هایی را که ما را کنار هم می‌آورند جشن بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید