sinaitic

[ایالات متحده]/saɪˈneɪ.ɪtɪk/
[بریتانیا]/saɪˈneɪ.ɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کوه سینا یا شبه جزیره سینا

عبارات و ترکیب‌ها

sinaitic script

نگارش سینائی

sinaitic inscriptions

نوشت‌های سینائی

sinaitic tradition

سنّت سینائی

sinaitic texts

متون سینائی

sinaitic language

زبان سینائی

sinaitic origins

ریشه‌های سینائی

sinaitic culture

فرهنگ سینائی

sinaitic evidence

گواهی‌های سینائی

sinaitic artifacts

اشیای باستانی سینائی

sinaitic influence

تاثیر سینائی

جملات نمونه

the sinaitic inscriptions were discovered in the desert.

نوشتن‌های سیناییک در صحرا کشف شدند.

many scholars study sinaitic languages for historical research.

بسیاری از محققان زبان‌های سیناییک را برای تحقیقات تاریخی مطالعه می‌کنند.

sinaitic scripts provide insight into ancient civilizations.

خطوط سیناییک بینشی در مورد تمدن‌های باستانی ارائه می‌دهند.

the sinaitic alphabet is one of the oldest writing systems.

الفبای سیناییک یکی از قدیمی‌ترین سیستم‌های نوشتاری است.

archaeologists have uncovered sinaitic artifacts in the region.

باستان‌شناسان آثار باستانی سیناییک را در این منطقه کشف کرده‌اند.

understanding sinaitic culture is essential for historians.

درک فرهنگ سیناییک برای مورخان ضروری است.

sinaitic texts reveal the beliefs of ancient peoples.

متون سیناییک باورهای مردم باستان را آشکار می‌کنند.

researchers are analyzing sinaitic manuscripts for new findings.

محققان دست‌نویس‌های سیناییک را برای یافته‌های جدید تجزیه و تحلیل می‌کنند.

the sinaitic region has a rich history of trade.

منطقه سینا دارای تاریخچه غنی تجارت است.

sinaitic heritage is celebrated in local festivals.

میراث سیناییک در جشنواره‌های محلی جشن گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید