sinewed strength
قدرت ورزیده
sinewed limbs
اندام ورزیده
sinewed frame
بدنه ورزیده
sinewed muscles
عضلات ورزیده
sinewed body
بدن ورزیده
sinewed warrior
جنگجوی ورزیده
sinewed athlete
ورزشکار ورزیده
sinewed dog
سگ ورزیده
sinewed horse
اسب ورزیده
sinewed oak
بلوط ورزیده
his sinewed arms showed the strength of a laborer.
بازوهای تنومند او نشان دهنده قدرت یک کارگر بودند.
the sinewed horse galloped across the field.
اسب تنومند در سراسر زمین به سرعت میدوید.
she admired the sinewed physique of the athlete.
او بدنی تنومند ورزشکار را تحسین کرد.
his sinewed legs allowed him to run fast.
پاهای تنومند او به او اجازه میدادند که سریع بدود.
the sinewed tree branches reached for the sky.
شاخه های تنومند درخت به آسمان رسیدند.
they trained hard to develop sinewed bodies.
آنها سخت تمرین کردند تا بدن های تنومند خود را توسعه دهند.
the sinewed structure of the bridge provided great support.
ساختار تنومند پل پشتیبانی زیادی فراهم کرد.
he had a sinewed back from years of manual labor.
او به دلیل سالها کار دستی، کمر تنومندی داشت.
the sinewed vines climbed up the trellis.
گیاهان تاک تنومند از حصار بالا رفتند.
her sinewed fingers were skilled at playing the piano.
انگشتان تنومند او در نواختن پیانو مهارت داشتند.
sinewed strength
قدرت ورزیده
sinewed limbs
اندام ورزیده
sinewed frame
بدنه ورزیده
sinewed muscles
عضلات ورزیده
sinewed body
بدن ورزیده
sinewed warrior
جنگجوی ورزیده
sinewed athlete
ورزشکار ورزیده
sinewed dog
سگ ورزیده
sinewed horse
اسب ورزیده
sinewed oak
بلوط ورزیده
his sinewed arms showed the strength of a laborer.
بازوهای تنومند او نشان دهنده قدرت یک کارگر بودند.
the sinewed horse galloped across the field.
اسب تنومند در سراسر زمین به سرعت میدوید.
she admired the sinewed physique of the athlete.
او بدنی تنومند ورزشکار را تحسین کرد.
his sinewed legs allowed him to run fast.
پاهای تنومند او به او اجازه میدادند که سریع بدود.
the sinewed tree branches reached for the sky.
شاخه های تنومند درخت به آسمان رسیدند.
they trained hard to develop sinewed bodies.
آنها سخت تمرین کردند تا بدن های تنومند خود را توسعه دهند.
the sinewed structure of the bridge provided great support.
ساختار تنومند پل پشتیبانی زیادی فراهم کرد.
he had a sinewed back from years of manual labor.
او به دلیل سالها کار دستی، کمر تنومندی داشت.
the sinewed vines climbed up the trellis.
گیاهان تاک تنومند از حصار بالا رفتند.
her sinewed fingers were skilled at playing the piano.
انگشتان تنومند او در نواختن پیانو مهارت داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید