sitcom

[ایالات متحده]/'sɪtkɒm/
[بریتانیا]/ˈsɪtˌkɑm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کمدی تلویزیونی که شامل یک محیط ثابت، شخصیت‌ها و موقعیت‌های طنزآمیز است.
Word Forms
جمعsitcoms

جملات نمونه

This is the stuff most stadard TV sitcoms are made of.

این همان موادی است که بیشتر سریال‌های تلویزیونی استاندارد از آن ساخته شده‌اند.

I enjoy watching sitcoms in my free time.

من از تماشای سریال‌های کمدی در اوقات فراغت خود لذت می‌برم.

She is auditioning for a role in a popular sitcom.

او برای نقش در یک سریال کمدی محبوب در حال تست بازیگری است.

The sitcom is known for its witty humor and relatable characters.

این سریال کمدی به خاطر طنز هوشمندانه و شخصیت‌های قابل ارتباطش شناخته شده است.

Many sitcoms use laugh tracks to enhance comedic timing.

بسیاری از سریال‌های کمدی از آهنگ خنده برای افزایش زمان‌بندی کمدی استفاده می‌کنند.

The sitcom's pilot episode received high ratings from viewers.

قسمت اول سریال کمدی از سوی بینندگان رتبه‌بندی بالایی دریافت کرد.

The actors on the sitcom have great chemistry on screen.

بازیگران این سریال کمدی در صفحه نمایش شیمی بسیار خوبی دارند.

The sitcom explores themes of friendship and family relationships.

این سریال کمدی موضوعاتی مانند دوستی و روابط خانوادگی را بررسی می‌کند.

The sitcom's catchphrases have become popular in pop culture.

عبارات کلیدی سریال کمدی به پدیده‌های محبوب در فرهنگ عامه تبدیل شده‌اند.

The sitcom's writers often draw inspiration from real-life experiences.

نویسندگان این سریال کمدی اغلب از تجربیات واقعی الهام می‌گیرند.

The sitcom airs new episodes every week.

این سریال کمدی هر هفته قسمت‌های جدیدی پخش می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Actually, my English teacher was a sitcom, Friends.

در واقع، معلم زبان انگلیسی من یک سریال کمدی بود، سریال فرندز.

منبع: The Ellen Show

" Amazon should do a sitcom about four Republican US Senators."

«آمازون باید یک سریال کمدی درباره چهار سناتور جمهوری‌خواه ایالات متحده بسازد.»

منبع: TED Talks (Video Edition) January 2016 Collection

Think classic sitcoms like Seinfeld or The Fresh Prince of Bel Air.

به سریال‌های کمدی کلاسیک مانند سِین‌فیلد یا شاهزاده تازه‌کار بل‌ایر فکر کنید.

منبع: The story of origin

And before I knew it, I had a successful sitcom, and I came out.

و قبل از اینکه بدانم، یک سریال کمدی موفق داشتم و بیرون آمدم.

منبع: Idol speaks English fluently.

Watch something hilarious, and you only need 4 commercial-free sitcoms with consistent laughter.

یک چیز خنده‌دار تماشا کنید و فقط به 4 سریال کمدی بدون تبلیغات با خنده مداوم نیاز دارید.

منبع: Asap SCIENCE Selection

The show is called Parenthood and it's a sitcom about a few different families.

اسم این برنامه «والدین» است و یک سریال کمدی درباره چند خانواده مختلف است.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

What do you think of sitcoms?

نظر شما در مورد سریال‌های کمدی چیست؟

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Lower)

For instance, I watch sitcoms on Friday nights after work.

به عنوان مثال، من در شب‌های جمعه بعد از کار سریال‌های کمدی تماشا می‌کنم.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

This scene could be from a TV sitcom or real-life.

این صحنه می‌تواند از یک سریال کمدی تلویزیونی یا زندگی واقعی باشد.

منبع: Advanced American English by Lai Shih-hsiung

And then it's funny because then you, you know, kind of being credited with reviving the network sitcom.

و سپس خنده‌دار است زیرا شما، می‌دانید، تا حدودی به خاطر احیای سریال کمدی شبکه‌ای مورد تقدیر قرار می‌گیرید.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید