sixpences

[ایالات متحده]/ˈsɪkspənsɪz/
[بریتانیا]/ˈsɪkspənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شش پنس

عبارات و ترکیب‌ها

sixpences and pennies

سیک‌پنس و پنی

counting sixpences

شمارش سیک‌پنس‌ها

sixpences in hand

سیک‌پنس در دست

save your sixpences

سیک‌پنس‌های خود را پس‌انداز کنید

spend sixpences wisely

سیک‌پنس‌ها را به درستی خرج کنید

sixpences for luck

سیک‌پنس برای خوش‌شانسی

sixpences and dreams

سیک‌پنس و رویاها

find sixpences

پیدا کردن سیک‌پنس‌ها

sixpences in pockets

سیک‌پنس در جیب

collecting sixpences

جمع‌آوری سیک‌پنس‌ها

جملات نمونه

she found sixpences in her grandmother's old coin collection.

او شش پنس را در مجموعه سکه‌های قدیمی مادربزرگش پیدا کرد.

he saved sixpences to buy a new bicycle.

او برای خرید یک دوچرخه جدید شش پنس پس انداز کرد.

sixpences were once a common form of currency.

شش پنس زمانی یک شکل رایج پول بود.

they used sixpences as tokens for the game.

آنها از شش پنس به عنوان توکن برای بازی استفاده کردند.

every christmas, she would give her children sixpences as gifts.

در هر کریسمس، او به عنوان هدیه به فرزندانش شش پنس می داد.

he reminisced about finding sixpences on the street.

او در مورد پیدا کردن شش پنس در خیابان یادآوری کرد.

sixpences were often used in children's games.

شش پنس اغلب در بازی های کودکان استفاده می شد.

she considered sixpences a lucky charm.

او شش پنس را به عنوان یک طلسم خوش شانس در نظر گرفت.

in the past, sixpences could buy a loaf of bread.

در گذشته، شش پنس می توانست یک قرص نان را خریداری کند.

he laughed as he counted his sixpences in the jar.

او در حالی که شش پنس های خود را در پارچه می شمرد خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید