pennies on the table
سککیهای روی میز
pennies saved
سککیهای ذخیره شده
for a few pennies
برای چند سککی
pennies dropped
سککیهای افتاده
pennies worth
ارزش سککیها
pennies per
سککی در هر
counting pennies
شمارش سککیها
pennies pinched
سککیهای فشار دیده
pennies and cents
سککیها و سنتها
pennies only
فقط سککیها
i found a few pennies on the sidewalk today.
امروز چند سکه یک دلاری روی پیاده رو پیدا کردم.
she saved pennies in a jar for months.
او چند ماه سکه یک دلاری را در یک جعبه نگه داشت.
the vending machine cost a few pennies less.
ماشین فروشگاهی چند سکه یک دلاری کمتر هزینه داشت.
he dropped a few pennies while walking.
او در حال پیاده روی چند سکه یک دلاری را از دست داد.
pennies clinked in her pocket as she walked.
در حالی که او پیاده روی می کرد، سکه یک دلاری در جیب او به صدا درآمد.
the piggy bank was full of pennies and nickels.
صندوق پسهفتسکه پر از سکه یک دلاری و نیکل بود.
they counted pennies to see how much they had.
آنها سکه یک دلاری را شمارش کردند تا ببینند چقدر دارند.
pennies can add up if you save them.
اگر سکه یک دلاری را ذخیره کنید، می توانند جمع شوند.
the coin purse contained a handful of pennies.
کیف پول سکه یک دلاری داشت.
he searched for pennies under the couch cushions.
او زیر پردههای نشیمنگاه جستجوی سکه یک دلاری کرد.
pennies were scattered across the table.
سکه یک دلاری روی میز پراکنده بود.
pennies on the table
سککیهای روی میز
pennies saved
سککیهای ذخیره شده
for a few pennies
برای چند سککی
pennies dropped
سککیهای افتاده
pennies worth
ارزش سککیها
pennies per
سککی در هر
counting pennies
شمارش سککیها
pennies pinched
سککیهای فشار دیده
pennies and cents
سککیها و سنتها
pennies only
فقط سککیها
i found a few pennies on the sidewalk today.
امروز چند سکه یک دلاری روی پیاده رو پیدا کردم.
she saved pennies in a jar for months.
او چند ماه سکه یک دلاری را در یک جعبه نگه داشت.
the vending machine cost a few pennies less.
ماشین فروشگاهی چند سکه یک دلاری کمتر هزینه داشت.
he dropped a few pennies while walking.
او در حال پیاده روی چند سکه یک دلاری را از دست داد.
pennies clinked in her pocket as she walked.
در حالی که او پیاده روی می کرد، سکه یک دلاری در جیب او به صدا درآمد.
the piggy bank was full of pennies and nickels.
صندوق پسهفتسکه پر از سکه یک دلاری و نیکل بود.
they counted pennies to see how much they had.
آنها سکه یک دلاری را شمارش کردند تا ببینند چقدر دارند.
pennies can add up if you save them.
اگر سکه یک دلاری را ذخیره کنید، می توانند جمع شوند.
the coin purse contained a handful of pennies.
کیف پول سکه یک دلاری داشت.
he searched for pennies under the couch cushions.
او زیر پردههای نشیمنگاه جستجوی سکه یک دلاری کرد.
pennies were scattered across the table.
سکه یک دلاری روی میز پراکنده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید