sjamboks

[ایالات متحده]/ˈʃæmbɒk/
[بریتانیا]/ˈʃæmbɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوب سنگینی ساخته شده از پوست کرگدن

عبارات و ترکیب‌ها

use sjambok

استفاده از سامبوک

sjambok whip

شلاق سامبوک

sjambok strike

ضربه با سامبوک

sjambok punishment

مجازات با سامبوک

carry sjambok

حمل سامبوک

sjambok training

آموزش سامبوک

sjambok fight

درگیری با سامبوک

sjambok defense

دفاع با سامبوک

sjambok technique

تکنیک سامبوک

sjambok style

سبک سامبوک

جملات نمونه

he used a sjambok to discipline the cattle.

او از شجامبوک برای تنبیه دام‌ها استفاده کرد.

the sjambok is often associated with south african culture.

شجامبوک اغلب با فرهنگ آفریقای جنوبی مرتبط است.

she carried a sjambok for protection while traveling.

او در هنگام سفر برای محافظت از خود یک شجامبوک حمل می‌کرد.

in some regions, a sjambok is a traditional tool for herders.

در برخی مناطق، شجامبوک یک ابزار سنتی برای چوپانان است.

he cracked the sjambok in the air to get their attention.

او برای جلب توجه آنها، شجامبوک را در هوا زد.

the sjambok was once used as a weapon in protests.

شجامبوک زمانی به عنوان یک سلاح در اعتراضات استفاده می‌شد.

many people admire the craftsmanship of a well-made sjambok.

بسیاری از مردم از مهارت ساخت یک شجامبوک خوب ساخته شده تحسین می‌کنند.

training with a sjambok requires skill and precision.

تمرین با شجامبوک نیاز به مهارت و دقت دارد.

he learned to handle the sjambok from his father.

او نحوه استفاده از شجامبوک را از پدرش یاد گرفت.

the sjambok symbolizes authority in some communities.

شجامبوک نماد اقتدار در برخی از جوامع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید