skald

[ایالات متحده]/skɔːld/
[بریتانیا]/skɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاعر اسکاندیناوی باستان
Word Forms
جمعskalds

عبارات و ترکیب‌ها

skald of old

شاعر باستانی

skaldic poetry

شعر اسکلدی

skald's tale

داستان اسکلد

skaldic verse

غزل اسکلدی

skaldic tradition

آداب و رسوم اسکلدی

skaldic art

هنر اسکلدی

skaldic legend

افسانه اسکلدی

skaldic inspiration

الهام اسکلدی

skald's song

آهنگ اسکلد

skald's words

کلمات اسکلد

جملات نمونه

the skald sang praises to the heroes of old.

شاعر، سرودهای تحسین آمیز را برای قهرمانان دوران خواند.

in norse culture, a skald was a revered storyteller.

در فرهنگ نورس، یک اسکالد یک داستان‌گو مورد احترام بود.

the skald recited verses in front of the king.

شاعر، ابیات را در حضور پادشاه تلاوت می‌کرد.

many skalds used metaphors to enhance their poetry.

بسیاری از اسکالدها از استعاره‌ها برای افزایش کیفیت شعر خود استفاده می‌کردند.

the skald's words echoed through the hall.

کلمات شاعر در تالار طنین انداز شدند.

skalds often traveled to share their tales.

اسکالدها اغلب سفر می‌کردند تا داستان‌های خود را به اشتراک بگذارند.

he aspired to become a great skald one day.

او امیدوار بود که یک روز به یک اسکالد بزرگ تبدیل شود.

the skald's performance captivated the audience.

اجرای شاعر مخاطبان را مجذوب خود کرد.

skalds played a vital role in preserving history.

اسکالدها نقش مهمی در حفظ تاریخ ایفا می‌کردند.

listening to a skald can transport you to another time.

گوش دادن به یک اسکالد می‌تواند شما را به زمان دیگری منتقل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید