figure skater
اسکی باز نمایشی
professional skater
اسکی باز حرفهای
ice skater
اسکی باز یخی
The graceful skaters were a pleasure to watch.
اسکیتسواران ظریف دیدنشان لذتبخش بود.
The skater's technique was only adequate.
تکنیک اسکیتسوار تنها در سطح متوسط بود.
a skater performing an effortless double axel;
یک اسکیتسوار که یک دوچرخه دوگانه آسان انجام میدهد;
a figure skater who dazzled the audience with virtuosic jumps.
یک اسکیتباز نمایشی که با پرشهای ماهرانه مخاطبان را مجذوب خود کرد.
The skater stumbled but at once recovered himself.
اسکیتسوار تعادل خود را از دست داد اما بلافاصله خود را بازیابی کرد.
Ann Le: Who among the eligible skaters would you most like to choreograph for?
آن لو: کدام یک از اسکیتسواران واجد شرایط را بیشتر دوست دارید برایشان طراحی کنید؟
He was a good swimmer, runner, skater, boatman, and would probably outwalk most countrymen in a day's journey.
او یک شناگر، دونده، اسکیتباز، ملوان خوب بود و احتمالاً میتوانست بیشتر از اکثر هموطنانان در یک سفر یک روزه پیادهروی کند.
Paul boasted that he was a good skater, but after he fell, he laughed on the other side of his face.
پل ادعا کرد که اسکیتباز خوبی است، اما بعد از اینکه افتاد، از روی خوش برخوردی خندید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید