skeet

[ایالات متحده]/skiːt/
[بریتانیا]/skiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ورزش تیراندازی با اهداف خاکی؛ ملاقه آب؛ یک بازی کارتی
vt. کسی را وادار به عجله کردن؛ مایع را پاشیدن
vi. به سرعت فرار کردن؛ پاشیدن
Word Forms
جمعskeets

عبارات و ترکیب‌ها

skeet shooting

تیراندازی اسکیت

skeet range

زمین اسکیت

skeet tournament

تورنمنت اسکیت

skeet club

باشگاه اسکیت

skeet gun

تفنگ اسکیت

skeet event

مسابقه اسکیت

skeet discipline

رشته اسکیت

skeet score

امتیاز اسکیت

skeet practice

تمرین اسکیت

skeet competition

رقابت اسکیت

جملات نمونه

we went out to skeet shoot last weekend.

ما آخر هفته گذشته برای تیراندازی به skeet بیرون رفتیم.

skeet shooting requires good hand-eye coordination.

تیراندازی به skeet به هماهنگی خوب چشم و دست نیاز دارد.

he practiced skeet shooting every saturday.

او هر شنبه تمرین تیراندازی به skeet می کرد.

she won a medal in the skeet competition.

او در مسابقه skeet مدال برنده شد.

they set up a skeet range in their backyard.

آنها یک محدوده skeet در حیاط پشتی خود راه اندازی کردند.

learning to skeet shoot can be a fun activity.

یادگیری تیراندازی به skeet می تواند یک فعالیت سرگرم کننده باشد.

he enjoys the challenge of skeet shooting.

او از چالش تیراندازی به skeet لذت می برد.

she is taking lessons to improve her skeet shooting skills.

او در حال گذراندن کلاس هایی برای بهبود مهارت های تیراندازی به skeet خود است.

during the summer, we often go skeet shooting.

در طول تابستان، ما اغلب برای تیراندازی به skeet می رویم.

many athletes train hard for skeet shooting events.

بسیاری از ورزشکاران برای مسابقات تیراندازی به skeet سخت تمرین می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید